بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1396
نظرات



گفتی برام دعا کن حالم خوب نیست


چشم دعا می کنم و از خدا می خوام هر چه زودتر حالت خوب بشه و خوش حالی تو ببینم اما یه چی بگم؟


 یادته یه روز در باره خبرا و خوندنش با هم حرف زدیم؟
 تو کلی شاکی بود و حتی لابه لای حرفا عصبی شدی

من گفتم یه کار کن

بیا و مث من برو تو غار

و گفتم من الان مدتیه تو غاری هستم که خودم درسش کردم

اونجا آرومم و چیزی اذیتم نمی کنه 


گفتی ینی چی؟ من نمی تونم بی خیال باشم و خبرا رو نخونم

گفتی درسته که کاری دستم نیست اما فک می کنم اگه من خبرا رو نخونم اوضاع بدتر میشه




خودتم می دونستی و می دونی که یکی مث من و تو این وسط مث مسافری هسیم که صندلی آخر یه اتوبوس نشسته و ما دخالتی تو رانندگی نداریم

حتی اگه اتوبوس خدانکرده بره ته دره


پس بیا و یه ذره بی خیال شو



نمیگم بی حس باش

اما میگم من و تو همین جا که هستیم تو نقش خودمون سعی کنیم درست رفتار کنیم به نظرم این بهترین کاره


خوندن خبرای منفی و ناامید کننده فقط انرژی مونو می گیره 



نویسنده : آدینه
تاریخ : شنبه 3 تیر 1396
نظرات




سمیه / تبریز
سمیه ی عزیزم!
تو این روزا حال مادران و خواهران شهدا رو داری


دلتو بسپار دست خدا عزیزدلم


دلت شده خونه خدا
چون شکسته

آدم وقتی دلش می شکنه
خداخیلی نزدیک میشه


خدامیبینه حال آدمو

و به دادش می رسه

اینجا
تواین دنیا
آدم خیلی وقتا درمانده میشه


درمانده که میگم ینی واقعا یهو میبینه دسش خالیه
گرفتاره اما هیچی نداره برای رهایی


هیچ راهی به نظرش،نمیاد


کلی فریاد و بغض داره

کلی اشک داره
اما تنهاست
و نمی دونه کجا بره
به کی بگه
و چیکار کنه




وقتی دید واقعا هیچ کاری از دستش ساخته نیست
وقتی دید هر راهی رفت چاره نکرد
دردش دوا نشد



دلش که شکست
یه ارتباط
یه صدازدن
یه ناله
یه دعا
از خودش
از زبون دوستان و عزیزانش

میره
می رسه به جایی که باید برسه



و خدا
به داد دل آدم می رسه



دنیا
بدون او
بن بست محضه


نویسنده : آدینه
تاریخ : شنبه 3 تیر 1396
نظرات
براهیم مروی
جمعه 2 تیر 96 14:21
چه قدر ایمان خوب است. چه بد می کنند که می کوشند تا انسان را از ایمان محروم کنند چه ستم کار مردمی هستند این به ظاهر دوستان بشر. دروغ می گویند، دروغ. نمی فهمند و نمی خواهند بفهمند، نمی توانند بخواهند.
اگر ایمان نباشد زندگی تکیه گاهش چه باشد؟
اگر عشق نباشد زندگی را چه آتشی گرم کند؟
اگر نیایش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد؟
اگر انتظار مسیحی، امام قائمی، موعودی در دل نباشد ماندن برای چیست؟
اگر میعادی نباشد رفتن چرا؟
اگر دیداری نباشد دیدن چه سود؟
و اگر بهشت نباشد صبر و تحمل زندگی دوزخ چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد؛ بردباری در عطش از بهر چه؟
و من در شگفتم که آنها که می خواهند معبود را از هستی برگیرند چگونه از انسان انتظار دارند تا در خلأ دم زند؟

دکتررشریعتی


نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396
نظرات



خدا هوامونو داره با دعا بی دعا با اعمال بی اعمال بی آن که حتی خودمون خودمونو لایق محبتش ببینیم و کاری کرده باشیم که لگیم به خاطر این هوامو داشته


اون باهامونو
صدامونو می شنوه
دردمونو می دونه
حالمونو بهتر از هر کسی درک می کنه
تو تنهاییا
تو گرفتاریا
جایی که صدامون 
ناله مون
کمک خواستنمونو هیچ کس نمی شنوه
اون می شنوه
و به موقع به داد دلمون می رسه


اصن اگه این طور نبود
چه جوری می شد تو این دنیا با این همه دربه دری
دوام آورد؟







 

نویسنده : آدینه
تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396
نظرات



....

قاضی ختم جلسه را اعلام کرد و پرونده را به منشی‌اش سپرد. همان لحظه نگاهی به فرزاد کرد که دست مادرش را محکم چسبیده بود و گفت:«آقا فرزاد خیلی خوشحالی، نه؟» 
... فرزاد که با مادرش در حال بیرون رفتن از دادگاه بود، گفت:

«بله. خیلی خوشحالم. چند بار خواب مادرمو دیده بودم. هر بار یه نقاشی می‌کشیدم و به دیوار نمازخونه مدرسه‌مون می‌چسبوندم تا خدا اونو ببینه و مادرمو برام پیدا کنه...»