تبلیغات
*بچه گنجشک*
بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 6 شهریور 1397
نظرات



خداجونم
بارون 
و
مهربونی



لطفا

نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 4 شهریور 1397
نظرات


خاله اعظم زنگ زده:
هر کسی رو می بینی میگه میخوام برم کانادا. آتنا رو که می شناسی؟ ده یازده سالش بیشتر نیست لاغر و کم بنیه هم هست حالا خیزیده میگه من ایران نمی مونم من باید برم کانادا.
بهش میگم چه جوری؟
میگه هیچی میرم کار می کنم پول درمیارم دیگه بیش از ده میلیون تومن که لازم ندارم برای رفتن خودم کارمی کنم میرم من اونجابرم پیشرفت می کنم

بهش میگم ده میلیون پول کرایه هواپیماتم نمیشه
میگه یه پولی هم قرار بود برای روز مبادا بذارم اونم ورمی دارم میرم برای کم و زیادی خوبه


مبگم:
نه همون ده میلیون بسه الکی پول مملکتو بیرون نبر غیر ازاینم فک نکنم تو احتیاجت به پول مبادا بشه
میگه چطور؟
میگم اخبارو ندیدی مهاجران و مسافران قاچاق و .... رو سوار قایق میکنن میبرن وسط دریا چپ می کنن تو هم اخرش وسط دریا جاته 


میگه نه این حرفا رو نزن من باید برم کانادا
بهش گفتم:الهی قربون قدت برم که هی بلند شده اما عقلت قد سنت کمه اخه تو به یه فوت بندی فوتت کنن افتادی غش کردی بذار مدرسه ها واشه هفته ای که هفت روزه شش روزش مدیر و معلم و مشاور مدرسه ت زنگ می زنند به مادرت که بیا بچه ت قندش افتاده ببرش دکتر بعدشم یه نگاه به خواهرت کن که میگه آرزو دارم شهید بشم واقعا شما دو تا از یه کارخونه هستین؟