تبلیغات
*بچه گنجشک*
بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : پنجشنبه 28 دی 1396
نظرات




دیروز تلفنش فرق داشت با همیشه

کمتر خندید و بیشتر حرف زد

حرف که چه عرض کنم بیشتر درد دل بود

می گفت:

دو تا برادرام که شهید شدند 
حالا بعد از سی وچند سال بابام یه طرف باید پوشکش کنیم
مادرم هم هر روز دوا و دکتر و آزمایش و .... اما دایی م دیگه یه چیزی می گم یه چیزی می شنوی!

دو تا شهید داره که خودت همه داستاناشونو می دونی

حالا دو ساله افتاده گوشه خونه بچه هاش نوبتی پرستاریشو می کنن

تازگی زخم بستر هم گرفته

روز و شب تو خونه دایی م معلوم نیست
همه همیشه بیدارند
یعنی دایی م انقد ناله می کنه و هر دفعه یکی از بچه ها رو صدا می زنه دیگه کسی نمی تونه بخوابه

زن دایی هم که طفلک مریض بود حالا یه بارگی شده چند روزه بیمارستان بستریه ...

.....

یادم اومد ننه عذرا که دکتر جوابش کرده بود و یه مدت تو خونه نگهش داشتیم به این مرحله ها رسید

دکتر گفت دیگه ماساژ و هوادهی کمر براش موثر نیست خیلی بی حرکت شده براش پماد زخم بستر بگیرین


اون روز یه صبح تا ظهر فقط استراحت من وقتایی بود که تو تاکسی از یه داروخانه به داروخانه دیگه می رفتم

شمردم بیست داروخانه رفتم

آخر دست خالی برگشتم خونه...




برچسب‌ها: تحریم ظالمانه ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : چهارشنبه 27 دی 1396
نظرات



امروز دو جا کار داشتم:

اداره آموزش وپرورش

بانک ملی


وقتی دیدم اداره رفته یه جای دیگه با خودم گفتم ببین چقدر نرفتم اداره که جاش عوض شده نمی دونستم که جای بانک هم عوض شده


تو این مدت که تو این دوتا ساختمون بودم یه نفر ندیدم که خوشحال باشه تا اینکه موقع برگشتن دبستان تعطیل شد و پسربچه ها ریختند بیرون

یه دنیا خنده و شادی و شیطنت تو چهره هاشون بود و از دیدنشون کیف کردم 
شایدم تا بنشینم توی تاکسی آثار این خوشحالی تو چهره م بوده و اونایی که منو دیده ن تو دلشون گفته ن خل شده بیچاره خدا شفاش بده....



برچسب‌ها: خل شده بیچاره ,

 
 
لحظه هایی از زندگی


آیت الله جوادی آملی:

ظاهرِ مردم

باطنِ مسئولین جمهوری اسلامی است.

...........................



آدینه