امروز:

نارسیسیم(یک)

» نوع مطلب :




ما انقد دلمون می خواست دعوتمون کنن یه مهمونیی چیزی، بعد هی بهمون بگن تو اصل کاری هستی، اگه تو نیایی اصن مهمونی بهمون نمی چسبه و از این حرفا! 
البته خیلیا دعوتمون می کنن! ما نمیریم، ینی دوست نداریم بریم!(مدیونین اگه فک کنین مثلا پا تختی و عروسی و دیدن حاجی و کربلایی و اینا بوده که بخاطر کادو جاخالی دادیم!)

 ما دوست داشتیم یه جایی دعوتمون کنن و هی بسم الله بفرما بزنن و سنگین رنگین بریم اون بالای مجلس بشینیم و یه جوری(خسته) بقیه رو نگاه کنیم. هر از گاهی هم تا احساس کنیم حواس یه عده به ما نیست، یه ذره جابجا بشیم و مثلا بگیم: یهو چقد گرم شد هوا!

بعد چند نفر از هم سبقت بگیرن که برن پنجره رو واکنن یا بخاری رو کم کنن...

 البته این قضیه تا چند دقیقه جواب میده و برای مثلا ده دقیقه ی بعد، یحتمل باید به فکر یه پروژه ی تازه باشیم که ملت حواسشون کلا به ما باشه...

الغرض:

فردا شب یه همچین جایی دعوتیم!

 همه چی اوکیه.

 فقط نمی دونیم چی بپوشیم؟ 

به قول ننه عذرا: " غصه های خدا نداده!"


*****


محل و زمان: http://deltarak.blogfa.com




نوشته شده در : سه شنبه 12 آذر 1392  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: نارسیسیم ، مهمونی ، دعوت ،
دهی گو
پنجشنبه 14 آذر 1392 02:07 ب.ظ
حالا راستش را بگو از شما پذیرایی شد؟ یا کم آمد!؟
پاسخ آدینه : بله!واقعادستشون دردنکنه سنگ تموم گذاشتند

خودبرگزاری یه برنامه و میزبانی انقد دل نگرانی داره پذیرایی هم که باشه باید تشکرویژه شود.ماکه توقع نداشتیم.




افسون
چهارشنبه 13 آذر 1392 04:27 ب.ظ
درود
شعر زیبایی بود
مانا باشید
دهی گو
چهارشنبه 13 آذر 1392 01:38 ب.ظ
سلام
آدینه یعنی روز جمعه و به زبان دهی میشود اِدیینِ
منتظر نظرانتان هستم
دهی گو
پاسخ آدینه : سلام وخیرمقدم!

تاحدی بااین زبان آشناهستم البته شنیداری نه گفتاری.

ممنون ازلطف شما.چشم،سرمیزنم.
چهارشنبه 13 آذر 1392 11:01 ق.ظ
بعله
صدیقه
سه شنبه 12 آذر 1392 09:57 ب.ظ
جریان چیه مشکوکه میزنی خواستگاریه؟؟
پرنیان
سه شنبه 12 آذر 1392 11:48 ق.ظ
از من می شنوی





کلاس کارو نیاری پاینا!!!!!!!!!!!


اسفند و نمک ترکی م به خودت آویزون کن که کسی چشت نکنه!
پرنیان
سه شنبه 12 آذر 1392 11:41 ق.ظ
از من می شنوی





کلاس کارو نیاری پاینا!!!!!!!!!!!


اسفند و نمک ترکی م به خودت آویزون کن که کسی چشت نکنه!
پاسخ آدینه :

باور می کنی یه بار یه نفر، تلفنی چشمم زد؟
دخترهابیل
سه شنبه 12 آذر 1392 10:55 ق.ظ
بابا important
مهم
اهم اخبار
اهمیت
صدر خبر
یعنی من نبینمت
alone wearing black
سه شنبه 12 آذر 1392 10:48 ق.ظ
سلام خوش بحالتون که دعوت شدید ماکه نمیتونیم بیاییم اخه زنونس شما یه چیزی به این پرنیان بگو
از شوخی گذشته کلبه زیبا و دلنشینی دارید
پاسخ آدینه : سلام و خیر مقدم!

والّا ما خودمونم مهمونیم تازه به ما گفته ن اگه کیکی چیزی برای پذیرایی آوردیم شما بگین قبلا صرف شده! یه وقت کم نیاد!...

...

از لطفی که دارید ممنونم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic