امروز:

تقدیم به تو...


تقدیم به "پرنیان عزیزم"

و

تقدیم به "تو"


عشق
آدم را به جاهای ناشناخته می برد
مثلا به ایستگاه های متروک
به خلوت زنگ زده ی واگن ها
به شهری که
فقط آن را در خواب دیده...

وقتی عاشق شدی
ادامه ی این شعر را
تو خواهی نوشت!

"رسول یونان"


نوشته شده در : یکشنبه 17 آذر 1392  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: رسول یونان ، عشق ، تقدیم به تو ،
آرام
دوشنبه 18 آذر 1392 11:05 ب.ظ
سلام ....
وب زیبایی دارید
ولی دل من دلتنگ پاییز برگهای زردش برگ ریزان درختان میشود تبادل لینك یادت نره
پاسخ آدینه : سلام وخیرمقدم!

کمی صبرکن تبادل لینک هم به موقع.

ممنونم که سرزدی.
فصل الخطاب
دوشنبه 18 آذر 1392 09:26 ق.ظ
سلام ممنون که این شعر قشنگو به من وخانم پرنیان تقدیم کردی.

وا ؟ مگه منظورتون از " و تو "من نبودم؟
ببخشید !
پاسخ آدینه : دوست بسیارعزیزومحترم!

کامنت نوشتن شماهم مثل حرف زدنتان ملیح است و دوست داشتنی.

این وبلاگ دربست تقدیم به شماوقلب مهربانتان!

دلشادوتندرست باشیدعزیز.
پرنیان
یکشنبه 17 آذر 1392 01:30 ب.ظ
ممنونم ... ممنونم


حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم
آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم
با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند
یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری
آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم
آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو
می توانم مایه ی ــ گه گاه ــ دلگرمی شوم

میل میل ِ توست اما بی تو باور کن که من
در هجوم بادهای سخت ، پرپر می شوم

از: مهدی فرجی

برگرفته از کتاب: میخانه‌ی بی‌خواب



جان فدای محبت دوست ...
پاسخ آدینه : دلم میخوادبنشینم یه پست درست درمون مخصوص شمابنویسم

دلم میخوادبگم چقدر میشه وسیع بودومهر ورزید

...

زندا بادعشق!




زنده بادپرنیان!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic