امروز:

پس مهربونیاتون کو؟

» نوع مطلب :




بچه اولم میگه مامان! شما که آخرش نذاشتین ما شناسنامه تونو ببینیم تا بفهمیم چند سالتونه ولی من که به دستاتون نیگا می کنم می بینم دستاتون خیلی پیره! شما که پیر بودین چرا اصن ازدواج کردین؟ حالا ازدواج کردین هیچی! چرا منو به دنیا آوردین؟ من اصن مامان پیر دوس ندارم...

من دارم تو ذهنم شب کاریای تو بیمارستان و خستگیا و زحمتای خودمو تو ذهنم مرور می کنم که بچه دومم نطق می کنه:

مامان! حالا آجی م هیچی! بالاخره آدم تو هر سنی ازدواج کنه دوس داره بچه دار بشه، من میگم منو دیگه چرا دنیا آوردین؟ من چه گناهی کردم که باید یه مامام بابای پیر و مریض داشته باشم؟! اصن من بزرگ بشم فرض کن دلم خواست برم دانشگاه تو یه شهر دیگه درس بخونم، شما چه جوری میخواین به من سر بزنین و برام گوشت و مزغ و ماهی بیارین من بخورم و درس بخونم؟! اصن شاید من دلم خواست ازدواج که کردم برم یه شهر بزرگتر واسه خودم یه زندگی خوب راه بندازم، شما اون موقع چه جوری میخواین پاشین بیاین به من و شوهرم سر بزنین؟ اصن اگه من تو اون شهر غریب بچه دار دشدم شما با این پیری تون چه جوری میخواین بیاین مواظب من و بچه م باشین تا من حالم خوب خوب بشه؟

اصن همه ی اینا به کنار، منو حامله م شدین بازم هیچی، ولی چرا نرفتین منو سقط کنین؟

___________________________________________

پ.ن1: این متن از درد دلای یه مادر متولد 1348 و کارمند بیمارستانه که بچه اولش کلاس ششم رو خونده دومی کلاس اول رو...

پ.ن: امشب که شب قدره از خدا درخواست کنیم دلامونو به هم مهربون تر کنه.



نوشته شده در : جمعه 27 تیر 1393  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: مهربونی ، شب قدر ،
پرنیان
دوشنبه 30 تیر 1393 09:31 ق.ظ
چقدر دلم گرفت از این حرفا ...
ولی خدا بزرگه
دعاکنیم خدا به دلشون بندازه یه ذره معرفت و فهم و دانایی و قدر دونستن رو ...


صدیقه
یکشنبه 29 تیر 1393 04:30 ق.ظ
یکی داوطلب شه به ایندختر بگه از سقط حرف زدی خودت خبر نداری تو مدتهاس سقط شدی اونم با دست خودت نه از شکم مادرت که از ارتفاع انسانیت وادب _اگرم شک داری من حاضرم الان سقوطت بدم از یه بلندی !!شوخی
پاسخ آدینه :
میترا
شنبه 28 تیر 1393 11:00 ق.ظ

آخه..آخه.....
آخه چجوری؟؟؟؟؟
پاسخ آدینه :
میتراجان!واقعیت تلخه!

به نظرمن یکی ازدلایلش اینه که تونسل ماپدروخصوصامادرازهمه ی خواسته هاش می گذره برای رفاه حال بچه هاش وهمین باعث پیری ومریضی ش میشه وبعدم دلسکستگی!


اگه یادت باشه یه پست گذاسته بودم که آدم بایدبرای دوران پیری _که البته ابن عزیزتوقصه ی مامیانساله_بایدچهارنوع سرمایه گذاری کنه تااین چیزاکمترپیش بیاد...
مهربانو
جمعه 27 تیر 1393 08:27 ب.ظ
این بچه ها که کوچیکن و نمیشه بهشون گفت قدر مادرت رو بدون و از این جور نصیحت ها ولی خداییش بعضی از ماها با اینکه بزرگ شدیم و خودمون مادر هستیم قدر مادرمون رو نمیدونیم و زحمتاش یادمون میره....
پاسخ آدینه :

خیلی حیفه از من می شنوی که تو زندگی شونم عشق من بودند الانم همین طور.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو