امروز:

هذا مقام المکروب...

» نوع مطلب :




فرق است بین این که نتوانی او را ببینی و این که نگذارند به دیدارش بروی!

و فاصله ی این دو

تلخی عجیبی است که در جانت می ماند

کهنه می شود

و عذابت می دهد

که:

نکند این آخرین دیدار بود و نگذاشتند!

نگذاشتند...

و تو در قفس ماندی

پر شکسته و دل سوخته...

زمزمه می کنی:

"هذا مقامُ المحزونِ المکروبِ "





نوشته شده در : یکشنبه 29 تیر 1393  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: فرق است ، آخرین دیدار ، قفس ، دل سوخته ،
میترا
دوشنبه 30 تیر 1393 11:52 ق.ظ
آه ه ه ه ه ه ه...
چی بگم والا؟!
درد من از اونجاس که اونی که جلودارمه،خودمم!نفسمه..بدیامه..نه کسه دیگه..
و حال این روزای من،شاید این باشه:با دست پیش میکشم،با پا پس میزنم!!!!
ـــــــــــــــ
این تیکه ش رو خییییییییلی دوس داشتم:
نکند این آخرین دیدار بود و نگذاشتند!
نگذاشتند...
ــــــــــــ
دعا کنید یکم آدم شم..یکم عاشق..
پرنیان
دوشنبه 30 تیر 1393 09:37 ق.ظ
دل غمین مدار عزیز
او خود برای دیدنت
خواهد آمد
همان دم که گفتی
"هذا مقامُ المحزونِ المکروبِ "
که در بازار هزاررنگ دنیا
صدای شکستن دل پاک ت را شنیده است
و تو بهتر می دانی
که شکستگی را بیشتر می خرند بانو ...



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو