امروز:

آرامشی داشت دیدنی!

» نوع مطلب :





چند روزی به اضطراب و ... گذشت.

مشکلی برایم پیش آمده و لازم بود یک سری عکس و آزمایش انجام شود. 

خیلی دلم گرفته بود و سوار تاکسی شدم.

کمی بعد از ظهر بود. 

داشتم می آمدم خانه که دیدم خانمی حدود شصت ساله، در آفتاب خرداد کویر، کنار یک تیر برق نشسته و داشت سبزی پاک می کرد و گویا منتظر اتوبوس بود! آرامشی داشت دیدنی!!!


نوشته شده در : چهارشنبه 20 خرداد 1394  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: آرامشی داشت دیدنی! ،
من
جمعه 30 مرداد 1394 11:45 ق.ظ
ارامش اونه ک درونت باشه...بهش رسیده بود
مهربانو
پنجشنبه 21 خرداد 1394 09:02 ق.ظ
ایشالا که بلا دوره آدینه جان!
دیدن آرامش این مدل افراد یجورایی آدم رو آروم میکنه...

راستی، در خانه جدید منتظرت هستم...
پاسخ آدینه :

زنده باشی عزیزم. الهی بلا از شما و خونواده تونم دور باشه.

ممنونم عزیزم.

چشم خدمت می رسم.

نارین
چهارشنبه 20 خرداد 1394 12:21 ب.ظ
خدا بد نده خاله چی شده؟
چرا چیزی نگفتی پس؟دیگه دو تا كمپوت گیلاس قابلی نداشت كه!الهی بگردم شوخی كردم.الهی بحق تمام خوبی های دنیا همیشه سالم و سرحال باشی عزیزم
خیلی دوست دارم مخلصتم
پاسخ آدینه :

زنده باشی عزیزم!

فدات.

دیدی که خوبم...

الهی شمام دلتون شاد و تنتون سالم باشه عزیزم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو