بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 4 اردیبهشت 1396
نظرات




خیلی وقتا بچه ها تو کوچه گل کوچیک بازی می کردند و بعد از بازی یادشون می رفت سنگ و سقطایی رو که جلوی راه مردم ریخته ن جمع کنن
مأمور این کار 
ننه عذرا بود

یه جوری که اگه یه روز 

از مدرسه برمی گشتم و می دیدم سنگی وسط کوچه جلوی راه مردم افتاده 

نگران می شدم 

امکان نداشت ننه عذرا از خونه بیاد بیرون و ببینه سنگی

حتی بعد از بازی بچه ها 

جلوی راه مردم مونده و اونو برنداره




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.