غوره خشک




اصن اینا رو ولش کن
بیا حرف خودمونو بزنیم
میگم تو هم عشق لیموترش و غوره خشکی؟
 من که از بچگی اینا جزو خوراک اگه نگم روزانه لااقل هفتگی م بود
ننه عذرا لیموترشای خشکو می ذاشت تو کشوی کمد گاز بغل دونه های به خشک کرده که می گفت هر وقت سرما خوردین و سرفه اذیتتون کرد چنتاشو بندازین تو دهنتون بمکین.
دیگه هر وقت من می رفتم سراغ این کشو خودش می دونست دنبال دونه به یا چیز دیگه نمی گردم و به هوای لیمو اومده م اونجا.

یه کیسه هم خودش با دست دوخته بود که سرش با یه نخ بسته می شد غوره خشک می ریخت توش و اینو می برد توی پستوی اتاقی که خودش توش قالی می بافت به دیوار آویزون می کرد 

از مدرسه که می اومدم اگه هیچ جا هیچ خوراکی دستگیرم نمی شد می رفتم تو پستو سراغ غوره خشک و دزدکی دو تا مشت غوره می ریختم تو جیب پیراهنم و شتاب شتاب می زدم بیرون و تو کوچه لابلای بازی گاهی دست توی جیبم می کردم و چنتا غوره خشک می ریختم تو دهنم.... عجب آرامشی داشتم به خدا! من و چه به بازیای بزرگترا و راست و دروغاشون که گاهی انقد قلم بر قاطیه که سواکردنش حداقل کار من نیست 


می بینی؟
 حرف خودمونو که بزنیم نه تو دلت می گیره نه من
حرفای آدم بزرگا گاهی خیلی پیچ و واپیچ داره من و تو سر در نمیاریم و دلمون خیلی می گیره....


سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 ساعت 02:21 ب.ظ

نظرات

درباره سایت

نویسندگان

امکانات سایت