تبلیغات
*بچه گنجشک* - اخر پیری
بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : جمعه 19 خرداد 1396
نظرات

زن همسایه روی جدول کنار فضای سبز نشسته بود یکی دو تا دیگه از همسایه هم رسیدند

داشت می گفت خیلی آدم باید تو زندگی ش، تنگ اومده باشه که بره بگه بیاین اولادمو دستبند بزنین ببرین زندان

پدر و مادر با هزار خون جگر تو این گرونی یه لقمه نون پیدا می کنن میدن جوون بخوره والله من نمی دونم اینا چه فکری کردند که رفتند هم دست داعش شده ن!

 پدر و مادر یه عمر خون دل خوردن حالا جلوی خاص و عام شرمنده شده به خاطر تو که یه بار سقط بشی بری پی کارت...



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.