بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1396
نظرات



هر کسی از آتش به اختیار چیزی فهمید

ما رفته بودیم خرید

هوا داغ بود 

بیرون فروشگاه یه آبسردکن بود

من جایی یه پرنده ای چیزی ببینم که به آدما نزدیک شده خوشم میاد و بی اختیار وامیسم به تماشا

فک کنم ارث ننه عذرا باشه

دیدم یه گنجشک اومد نشست لبه آبسردکن

شیر آب چکه نمی کرد

گنجشک رفت یکی دوبار به سوراخ شیر نوک زد یه ذره آب خنک ریخت ازش
همونو نشست خورد

به جوری خورد که حس کرد جگرش خنک شد

اومدیم خونه

بساط آبخوری پرنده ها رو مث پارسال تابستون علم کردم


نمی دونم الان گنجشکی تشنه میاد تو باغچه مون آب بخوره یا نه

اما احساس خوبی دارم



شاید اینم یه جورایی آتش به اختیار باشه...



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
جمعه 30 تیر 1396 01:04 ق.ظ
بح بح به این اتش به اختیار
آدینه پاسخ داد:


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.