هیأت ابالفضلی داره میاد






یاد همه اونا که جاشون خالیه 
بخیر

ننه عذرا یه همچین روزی سکته کرد

ناهار و خودش درست کرد

مهمون داشت

بعد ناهار 

نفر اولی بود که سوار ماشین شد بریم هیات 

دیابت داشت 

زد به ریه و قلب و کلیه ش

تو هیأت

یهو سرخ شد صورتش

همه می گفتند چقدر خوشگل تر شده

رنگش عین گل محمدی بود

خواهرم گفت:

لبهاش یه لحظه لرزید می ترسم حالش خوب نباشه

ورش دار برین خونه

آژانس گرفتم 

خواهرم هم طاقت نیاورد و اومد

رسیدیم خونه

چادر مشکی شو انداخت روبند حیاط

رفت بالا تو اتاق

ما هم رفتیم

خواهرم انسولینش رو براش زد

یه لقمه نون و پنیر هم آورد بخوره که قندش نیفته

یهو دیدیم صورتش سرخ تر شد

سرفه اش گرفت انگار

اما سعی کرد نگرانمون نکنه

به ما گفت: 

چیزی نیست نترسین

خواهر دیگرم هم نگران شده بودند و اومدند خونه 

خواهرم وضعیت ننه عذرا رو که دید به شوهرش اشاره کرد بره ماشین رو روشن کنه

تا ببرتش اورژانس.....

دیگه نمی تونم بگم

....

ننه عذراعاشق حضرت زهرا (س) بود

بابا مسلم عاشق ابوالفضل (ع)

بابا ایام فاطمیه ازدنیا رفت

ننه عذرا تاسوعا سکته کرد



بابام توسی سی یو به خواهرم گفته بود:
 پرچمای ابالفضل رو می بینی؟

خواهرم گریه ش گرفته بود گفته بود بابا حواسش نیست بیمارستان کجا پرچم اباالفضل کجا؟


بابام گفته بود:
 اگه باور نمی کنی برو بیرون ببین هیأت ابالفضلی داره میاد...


یکشنبه 9 مهر 1396 ساعت 11:29 ق.ظ

نظرات

:: دوشنبه 10 مهر 1396 11:15 ب.ظ

خدا رحمتشون کنه

آدینه

ممنووون
خداعزیزان سفرکرده شمارو هم رحمت کنه

:: یکشنبه 9 مهر 1396 10:29 ب.ظ

ممنون از وبلاگ خوبتون. به سایت ما هم حتما سر
بزنید

درباره سایت

نویسندگان

امکانات سایت