بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : پنجشنبه 18 آبان 1396
نظرات


خاله اعظم از پیاده روی کربلا برگشته

میگه سرماخورده م فعلا نیاین دیدنم

اما هی زنگ می زنه:

تلویزیون رو روشن کن بزن شبکه یک 
همین تصویر رو قشنگ نگاه کن
یه موکب می بینی نزدیک حرم امام حسین(ع)
سقفش سبزه
ما شب جمعه پیش 
همینجا بودیم
شب همینجا موندیم
...


بعد انگار داره با خودش حرف می زنه:
ینی دیگه همچین چیزی تکرار می شه؟
یه شب جمعه ای 
یه همچین جایی

اصن تو این دنیا
دیگه جایی بهتر از اونجا هم هست؟
...


و بعد میگه:
شنیدی میگن حضرت زینب(ع) بعد از همه مصیبت ها و سختی هایی که تو کربلا دید گفت جز زبایی ندیدم؟
الان هم هر کی بره کربلا
جز زیبایی نمی بینه

هر چی می بینی با خودت میگی این اصن عادی نیست این بیشتر شبیه معجزه ست...



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.