تبلیغات
*بچه گنجشک* - خودم اینجا دلم در پیش دلبر
بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1396
نظرات


دیروز کار بانکی داشتم

سوار تاکسی که شدم خیلی زود متوجه شدم راننده با دندوناش ورمیره
انگار یه چیزی لای دندوناش گیر کرده باشه
یه ذره گذشت و یه مسافر کرایه شو داد نیم رخ راننده رو دیدم و فهمیدم ناخن می خوره
دوتا خیابون رد کردیم هنوز داشت ناخن می خورد خیلی جدی و بی وقفه

یه مسافر جدید سوار شد
یه جوون تقریبا سی ساله
رفت جلو نشست و شروع کرد در باره تاکسی های خط و تاکسی های گردشی با راننده حرف زدن و اینکه پژو برای مسافرکشی بهتر دووم میاره یا سمند و دست آخر گفت:
فوق لیسانس می خوام برم مسافرکشی.
فک کن
خودم کاشانم
خانمم اصفهان
کارم تهران



از وقتی این مسافر از خودش و زندگیش گفت
دیگه راننده ناخن نخورد....


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
#نویسنده چهارشنبه 4 بهمن 1396 04:39 ق.ظ
من بهش میگم قائده نا شکری .
همیشه فقط دنبال شمردن بدبخیایی خودمونیم .
مسابقه ی بدبخت ترین آدم دنیا رو بر گذار می کنیم .
آدینه پاسخ داد:


آفرین

نگاه نوی دارین

دختر ساکت سه شنبه 3 بهمن 1396 08:05 ب.ظ
ای بابا
آدینه پاسخ داد:


خودم اینجا دلم در پیش دلبر
خدایا این سفر کی می شود سر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
لحظه هایی از زندگی


آیت الله جوادی آملی:

ظاهرِ مردم

باطنِ مسئولین جمهوری اسلامی است.

...........................



آدینه