تبلیغات
*بچه گنجشک* - شکایت دارم

شکایت دارم




خواهرزاده بارداره و این اواخر یه مقدار مشکل پیدا کرده. وکتر قلب و ریه و .... خلاصه با دو تا اکو رفته پیش یه متخصص زنان و زایمان که تو بیمارستان هم باشه و اگه قرار باشه مشکلش حاد بشه بستریش کنه


خانم دکتر اولا که اجازه نداده این طفلک با همراهش بره ویزیت بشه بعدم همینکه شنیده این آدم تو این هشت و نه ماه مریض فلان خانم دکتر بوده نامه اون دکترو می کوبه روی میز و بنامی کنه داد زدن سر این بنده خدا که هنوز یه هفته وقت داری تا زایمانت و برای چی حالا پاشدی اومدی و ...؟
خلاصه یه جوری سر این بینوا داد و بیداد کرده که این بیچاره شوکه شده و دیگه نتونسته یه کلمه حرف بزنه


خانم دکتر تازه به خودش اومده و به منشی ش گفته بگو همراه این مریض بیاد....



خاله اعظم که این ماجرا رو می شنوه پامیشه میره مطب به منشی میگه میخوام با خانم دکتر صحبت کنم ک بگم خواهرزاده م تو ریه ش لخته داره و با دو تا اکو اومده پیش شما چطور به خودتون اجازه دادین سرش داد بزنین؟
منشی گفته دکتر سرش شلوغه نمی تونم بذارم بری پیشش. خاله میگه اصن پول ویزیت میدم به عنوان یه مریض برم ببینمش منشی میگه امروز دیگه نمیشه و نوبت نداریم خاله میگه حداقل چنتا کلمه حرف بهتون می گم بهشون بگین منشی قبول می کنه.


خاله میاد خونه بقیه ماجرا رو از زبان خودش نقل می کنم:
اا

سه شنبه 26 تیر 1397 ساعت 04:24 ق.ظ

نظرات

:: یکشنبه 7 مرداد 1397 09:44 ق.ظ

آپ نمیکنه آدینه جونمون؟
حالتون خوبه؟ ^_^

آدینه

خوبم الحمد لله


چشم عزیزم آپ هم می کنم

درباره سایت

نویسندگان

امکانات سایت