عشق اگر چه حرف ربط نیست ربط می دهد مرا به تو

کیف پولت فلان جاست

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 6 مهر 1398-03:45 ب.ظ





شماره ۸۲ 

 کیف پولت فلان جاست...

خاله طاهره دانشگاه تهران درس می خوند من و دایی احمد هم همونجا قبول شدیم. قشنگ یادمه دایی احمد زمان دانشجویی یه کیف پول مردونه خیییلی ساده داشت. یه روز کل پولی که خاله بهش داده بود به اضافه پولی که از خونه اورده بود تو کیفش بود و کیفش گم شده بود. می گفت: رفتم تو راهروی خوابگاه دانشجویی اطلاعیه زدم که یه کیف پول گم شده هر کس پیداش کرده بیاره اتاق شماره فلان و مژدگانی بگیره. رفتم دانشکده برگشتم دیدم یه نفر اومده زیر اطلاعیه م یادداشت گذاشته که کیف پولت رو پشت خوابگاه زیر فلان درخت گذاشته م برو بردار در ضمن مژدگانی م رو خودم برداشتم. دایی احمد می گفت رفتم کیف پولم رو پیدا کردم دیدم طرف کل پولمو برداشته کیف خالی انداخته اونجا...

 @bache_gonjeshk @ramazani135



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
نیک
شنبه 20 مهر 1398 03:10 ق.ظ
:/
david
چهارشنبه 10 مهر 1398 01:58 ب.ظ
خخخ دستش درد نکنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.