بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391
نظرات

دیشب

گل بوته های کویر

با دوست

وعده ی دیدار داشتند
.
.
.
در یک شب خردادی

.
.
.
زیر شر شر باران


نویسنده : آدینه
تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391
نظرات


قد بلند بود و بور و لاغر.

خیلی هم آروم و بی سر وصدا رفت وآمد میکرد.

دوست داشت وقتی میاد رد بشه، هر کس سر راهشه، سلامش کنه!

یه بار که اومد رد بشه، وسط بازی بودیم،بازیمون حسابی داغ شده بود.

نفهمیدیم این آدم کی از راه رسید؟ هیچکی سلامش نکرد!

این بنده ی خدا هم نه گذاشت و نه برداشت ، گفت : صُمٌّ بُکمٌعُمیٌ

ما که نمی دونستیم این کلمات از قرآنه و یعنی: کرند و لال وکور!!!

از آهنگ این کلمه ها خوشمون اومده بود و دم به دقیقه تو

بازی هامون این کلمه ها رو تکرار می کردیم !!! ..