تبلیغات
*بچه گنجشک* - مطالب مهر 1391

*بچه گنجشک* - مطالب مهر 1391

بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن

بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن

*بچه گنجشک* - مطالب مهر 1391 بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن

مرد یک بسته نان برداشت و از مغازه دار پرسید:

_" نونا چنده آقا؟"

مغازه دار سریع گفت:

_1800

مرد خسته بود و مغازه دار، سرش شلوغ.

مرد مکثی کرد و یک بسته نان دیگر را نشان داد و با اضطراب پرسید:

_"این یکی چی؟"

مغازه دار که اجناس یک مشتری دیگر را آماده میکرد، فرز گفت:

_1500

مرد انگار سردش شده باشد، دستانش را در هم فشرد. کمی در خودش جمع شد و چیزی گفت:

_"هیچ هم نمیشود خرید"

این بار اما با خودش گفت و در خودش.




طبقه بندی:

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 | 08:39 ق.ظ | نویسنده : آدینه | نظرات

یه هفته نرفته بودیم خرید. امشب که رفتیم، کلی و نصفی سورپرایز شدیم. جاتون خالی با دیدن قیمتها یه حسی بهمون دست داد تو مایه های این که از غار در اومده باشیم و ببینیم پولمون کلا از ارزش افتاده!

گلی به گوشه ی جمال مسئولان عزیز...





طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 29 مهر 1391 | 10:20 ب.ظ | نویسنده : آدینه | نظرات
تعداد کل صفحات : 17 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.