بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 30 دی 1392
نظرات


دکتر قمشه ای در سایتشون نوشتند:
فرشتگانی در وجود ما هستند که از محبت غذا میخورند
میکائیل دروجود ماست
 جبرائیل دروجود ماست
جبرائیل وجودمان وقتی لبخند و محبت نمیبیند، ازگرسنگی میمیرد
 الان دنیا دارد از بی لبخندی و بی محبتی میمیرد
دوتا چیز دارد دنیا را از بین میبرد:
 یکی آتش هوی و هوس
 و دیگری یخ بی مهری 

برچسب‌ها: محبت , لبخند ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 29 دی 1392
نظرات


شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود

بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان

کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز

تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری

شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم

که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان



پ.ن: وقتی خواستیم برای مطلب این عزیز در روزنامه قدس خراسان تیتر بزنیم، تفألی به حافظ زدیم و این غزل اومد.

بخوانید: 

qudsonline.ir/PDF/7195/10.pdf





مرتبط با:
نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 29 دی 1392
نظرات




بوصیری در قرن هفتم هجری در مصر متولد شد و در هشتاد و هشت سالگی در اسکندریه دیده از جهان فرو بست.

«نتایج و اخباری در دست ما نیست تا بدانیم که دوران طفولیت او چگونه گذشت. جز اینکه می توانیم بگوییم حیات تحصیلی خود را مانند هم عصران خودش با حفظ قرآن آغاز کرد، سپس به قاهره رفت و به مسجد شیخ عبدالظاهر حضور یافت و در آنجا علوم دینی را فرا گرفت. او کتاب هایی را که یهودیان و نصرانی ها برای تأیید ادیان شان نوشته بودند، مطالعه می کرد؛ پس دید که در آن آثار نبوت محمد(ص) انکار می شود و این باعث شد که به مطالعه و بررسی دقیق تورات و انجیل روی آورد. همچنین تاریخ ظهور مسیحیت را مطالعه و بررسی کرد، سپس با اشعارش به پیروان این آئین ها و مذاهب پاسخ گفت.»


از مهم ترین و مشهورترین قصایدی که بوصیری پس از سفر حج سرود، قصیده «بُردَة» است که بیش از نود شرح و تفسیر بر آن نوشته شده، به زبان های هندی، فارسی، ترکی، فرانسوی و آلمانی ترجمه شده است.


ترجمه فارسی این قصیده را شاعر معروف ایرانی عبدالرحمن جامی به نظم در آورده است.


گفته شده که این قصیده پس از قصیده کعب بن زهیر، بهترین قصیده در مدح پیامبر است.


در شأن نزول قصیده "بُردة" و نامگذاری آن بوصیری گفت:

«قصایدی در مدح حضرت رسول اکرم(ص) سروده بودم و از آن جمله شعری بود که الصاحب زین الدین یعقوب بن زهیر به من پیشنهاد کرد. تا آنکه بر اثر بیماری، نیمی از بدنم فلج گشت. از این رو به فکر سرایش قصیده ای افتادم ـ که همین برده می باشد ـ و به آن پرداختم.

به وسیله آن از خداوند می خواستم که مرا شفا بخشد. مکرر آن را خواندم و گریستم و با آن توسل جستم. آنگاه به خواب رفتم و در خواب، رسول اکرم(ص) را دیدم. ایشان با دست مبارک شان صورتم را مسح کردند و عبایشان را بر من افکندند.

بیدار شدم، در اندام افلیجم حرکت یافتم. برخاستم و از خانه بیرون رفتم. در حالی که هیچ کس را از ماجرا آگاه نکرده بودم. در راه به درویشی برخوردم. وی به من گفت: قصیده ای را که در ستایش حضرت رسول اکرم(ص) سروده ای، به من بده. گفتم: کدام را؟ گفت: آن را که در بیماریِ خود سروده ای. و مطلع آن را خواند و گفت: «سوگند به خدا آن را دیشب شنیدم و آن، در حضور رسول اکرم خوانده می شد. پیامبر همراه آن، سر تکان می داد و شعر، او را به شگفتی افکنده بود و آنگاه عبایشان را بر قاری افکند و آن را به او بخشید.»


این قصیده از هشتاد و دو بیت تشکیل شده است، که شاعر قصیده را با یک مقدمه غزلی آغاز می کند. در مقدمه اسامی زیادی از اماکن شبه جزیره عربستان آمده، نمادی از مقبره های مقدسی است که در سرزمین حجاز وجود دارد. در اینجا شاعر به سبک و روش شعرای جاهلی عمل کرده است:


برای خودم زاد و توشه ای برنداشتم و عبادت من تنها برای ادای واجبات است و برای تقوا نیست. 

با این کارم به سنت یک نفر که شب ها نمی خوابید و عبادت می کرد و از ایستادن های طولانی برای عبادت، پاهای او متورم می شد، ظلم کردم.

***

 او برای بخشیدن غذای خود به دیگران به شکم نرم و نازک خود سنگ می بست و گرسنگی را تحمل می کرد.

 خداوند کوههایی از طلا را در اختیار او قرار داد، ولی او آنها را نپذیرفت و با این کارش بلندی همت و نظر خود را جلوه گر ساخت. 

***

عیدتون مبارک دوستان!


نویسنده : آدینه
تاریخ : شنبه 28 دی 1392
نظرات
یادداشت مجیدی در آستانه میلاد پیامبر (ص)

مرا در احتجاج بزرگ و مباهله فرهنگی دعاکنید/


 «محمد»، تروریسم دجال فعل و ملحد شكل را رسوا می کند



سرویس فرهنگی «فردا»: مجید مجیدی کارگردان آثاری چون "آواز گنجشک‌ها"، "رنگ خدا"، "بچه‌های آسمان" به تازگی در حال ساخت فیلم "محمد(ص)" است به مناسبت ایام تولد حضرت محمد (ص) یادداشتی به رشته تحریر درآورد.

مجیدی در این یادداشت نگاشته است: هر ساله در چنین روزهایی كه عطر میلاد پیامبر عشق و رحمت(ص) در فضای میهنم می پیچد، بسیاری از هموطنانم كه مرا می بینند بیش از پیش از من سراغ فیلم "محمد(ص)" را می گیرند و می پرسند كه سرانجام كار به كجا رسیده است؟

حق دارند! از پس سالها كار مداوم ما و بی خبری، آنها پرسشگر این موضوع باشند اما گروه دیگری هم هستند كه در  طول سال مرا با همین پرسش به چالش می كشند آنان آشنایان به محتوای فیلم هستند كه می‌دانند چه پیامی در راه است و لذا مشتاقانه انتظار می‌كشند.

اینان وقتی هر روزه خبرهای تلخ جنایات تكفیری‌ها و سلفی‌ها را می‌شنوند، می‌پرسند: پس چه شد نمایش "محمد"ی كه ما می دانیم پیام آور مهر و عشق و محبت بود و تو ادعا می كردی جهان هنوز شیفته و تشنه اوست.

در بخش دیگر این یادداشت آمده است: اینان به انتظارند این بار با سلاح فرهنگ و هنر به جنگ خشونت طلبانی برویم كه نام مقدس اسلام و محمد (ص) را دزدیده اند و در عراق و سوریه و لبنان و پاكستان  به پشتوانه درهم و دینار ها غارت می كنند، آتش می زنند، منفجر می كنند و سرها را صدها صدها می برند.

اینان امیدوارند پیام عشق و مهربانی از راه برسد و هر كه در هر جای این جهان، نفرت  می كارد و خشم درو می كند به این "مباهله فرهنگی" دعوت شود.

کارگردان فیلم "محمد(ص)" آورده است: اینك به هر دو گروه مژده می دهم كه مراحل تدوین و جلوه های ویژه و ساخت موسیقی و طراحی صدا به خوبی پیش می رود و این آماده سازی ها البته با تانی و احتیاط صورت می گیرد زیرا نام "محمد" آنچنان بزرگ است كه من ناچیز را هر روز و هر لحظه ترس و هیبتی آمیخته با احترام فرامی گیرد و لذا بر حساسیت و دقت من بیش از پیش می افزاید.

دوستان و یاران! به توفیق الهی و مدد حضرات معصوم (ص) در نیمه دوم سال ٩٣ پیام آوری به صحنه خواهد رفت كه همه سلاح به دستان تروریست "دجال فعل ملحد شكل" را رسوا خواهد كرد.

كجاست صوفی دجال فعل ملحد شكل/ بگو بسوز كه مهدی دین پناه رسید


نویسنده : آدینه
تاریخ : شنبه 28 دی 1392
نظرات
یه روز از یکی شنیدم که:

آدم وقتی میره یه جایی، اگه شده یه سنگ هم با خودش میاره، میگه من یادتون بودم واینو براتون سوغات آورده م.

دیروز جاتون خالی رفتیم یه چند ساعتی بیرون شهر تویه کوهستان برفی، سوغاتی هم یادمون بود:

این یکی دست پخت سید طاهاست 

که توش "سنگ" هم هست!



اینم دست پخت بنده 

که عشق است:


و اینم سوغات همسرم 

که حال و هوای دیروز رو تو خودش داره:


مرتبط با: