بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392
نظرات



عابری در گذر از کوچه نزدیک به من می پرسد:

این چه عطری است که از کوچه قلب تو چنین می گذرد؟!

تازه من می فهمم 

خاطرات تو چقدر خوشبویند!


نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
نظرات




گاهی میان عقل و دلم جنگ می شود

قلبم به گوشه ای خزیده و بی رنگ می شود


پرسیدم از طبیب سبب را طبیب گفت:

حتما دلت برای کسی تنگ می شود

****

پیامکی از یک "آشنا"


برچسب‌ها: دلتنگ-آشنا-طبیب ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
نظرات

نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
نظرات

شادترین ارکیده میمونی

از روزی که آقای جنتی وزیر محترم ارشاد گفته‌اند: «ممیزی قبل از نشر برداشته می‌شود»، خواب و خوراکم به هم ریخته است.

می‌دانم خبر خبر خوبی است، می‌دانم حتما حالا دارید با خودتان می‌گویید فلانی باز دارد غر می‌زند، ولی باور کنید من هم از این وعده وزیر محترم خوشحال شدم، ولی یک سؤال یا بهتر بگویم شبهه‌ای برایم ایجاد شده است که وقتی به آن فکر می‌کنم، ترجیح می‌دهم به آقای وزیر بگویم قربان بگذارید ممیزی‌ همان‌طور قبل از نشر انجام بشود!


می‌دانید شبهه‌ام درباره برداشتن ممیزی قبل از نشر چیست؟ شبهه‌ام این است که وقتی ممیزی قبل از نشر برداشته می‌شود، کجا گذاشته می‌شود؟ به هر حال وقتی ممیزی قبل از نشر برداشته می‌شود، باید یک جایی برایش پیدا کنند یا نه؟ چون بدون ممیزی که نمی‌شود کتاب منتشر کرد!‌ بله؟ اما ممیزی را بعد از نشر هم نمی‌شود گذاشت، چون معنی ندارد. بعد از نشر که چیزی را ممیزی نمی‌کنند! بعد از نشر فقط می‌شود کتاب را خمیر کرد! البته شاید ممیزی قبل از نشر تبدیل به ممیزی قبل از خواندن بشود، یعنی ناشر برود با خیال راحت همچون سوییس، کتاب را چاپ کند، بعد کتاب چاپ‌شده را بفرستد ارشاد برای گرفتن مجوز خواندن! شاید هم به جای مجوز خواندن، مجوز فروش مد بشود، یعنی ناشر کتاب را چاپ کند، بعد برای این‌که بتواند آن را بفروشد، کتاب را به ارشاد بفرستد و بعد در ارشاد‌ مراحل ممیزی قبل از نشر روی آن انجام بشود و در صورت نداشتن مشکل، مجوز فروش برایش صادر بشود. می‌بینید؟ هیچ‌طوری نمی‌شود از ممیزی قبل از نشر فرار کرد. ممیزی همیشه هست. مجوز هم همیشه هست!

 
در پایان عرض می‌کنم که ما به ممیزی قبل از نشر عادت کرده‌ایم. آقای وزیر بداند هیچ لذتی با لذت گرفتن مجوز قابل مقایسه نیست. وقتی ناشر زنگ می‌زند و می‌گوید فلانی کتابت بدون حذف مجوز گرفت، بهترین لحظه زندگی است. اگر ممیزی قبل از نشر برداشته شود، این لذت از نویسندگان گرفته خواهد شد! اصلا اگر ممیزی قبل از نشر نباشد، نوشتن آن حال و هوای همیشگی را ندارد. تمام عشق نویسندگان این است که مثلا به جای مایو بنویسند لباس مخصوص شنا تا بتوانند ممیزی را رد کنند. حالا اگر ممیزی نباشد و کسی بنویسد مایو و بعد کتاب چاپ بشود که دیگر کار ما با کار دیگران فرقی ندارد؟ آقای وزیر بگذارید متفاوت بمانیم!

باقی بقای‌تان!

باز نشر از سرویس فرهنگی هنری ایسنا – طنز و کاریکاتور
/ رضا  ساکی

عکس: شادترین ارکیده میمونی

نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392
نظرات




از بس دوستان تو پست قبلی واسه فروشگاه رفتن ما، ذوق کردند و کامنتای محبت آمیز نوشتند، به من حق بدین که بیام اینجا و یه بار دیگه در باره ی فروشگاه رفتنمون چیز بنویسیم!

عاقا! بعد از قرنی ما خواستیم سینک ظرفشویی عوض کنیم!

نه که بگین داغون شده و اینا!

نه نه نه!

همین جوری گفتیم یه تنوعی ایجاد کنیم بلکه به قول اون تبلیغ تلویزیونی با آشپزخونه ی جدید، رفتار جدیدی از اهل خونه ببینیم، همین! 

ینی ته تهش کار فرهنگی به حساب می اومد!

البته همین جا تاکید کنم:" ما فقط خواستیم سینک عوض کنیم"

ینی هیچ تحرکی تو این زمینه انجام نشده بود جز قیمت گرفتن از یکی دو مغازه!

ولی همین قضیه بلافاصله روی رفتارای اهل خونه تاثیر گذاشت ولی از اون وری!

اون فروشگاهه بود که رفتیم؟!

آره! همون برنجه و مرفه بی درد و اینا! 

عاقا تا از این چرخونک ورودی رد شدیم و پامون رسید رو زمین فروشگاه، هنوز دست به هیچی نزده، بچه های بالا تذکر دادند که:

"خانوم! چیزایی که واجب نیست ور ندار، قراره سینک بخریم، کم میاریم!"

ما رو میگی؟! رفتیم تو آمپاس!

من نمی دونم چرا واسه این جور موردا، یه فکری نکرده ن تو این فروشگاها که آدم اگه از هر چی خرید و فروشگاهه منصرف شد، عجالتا راه برگشت اضطراری داشته باشه؟(منظورم اون چرخونکه ست که بر عکس نمی چرخه!)   

پ.ن: این دوربینای مداربسته که تو فروشگاها نصب می کنن، صدای آدمارم ضبط می کنه؟ 

اگه جوابتون مثبت باشه خیلی اوضاع خراب میشه! ینی ما خیلی وقتا رعایت کردیم و پچ پچی موضوع رو جمع کردیم ولی یه وقتایی حواسمون نبوده و وضعیت جیبمونو به زبون آوردیم!

ینی الان شما میگین همه ی فروشگاهیا می دونن ما میخوایم سینک عوض کنیم؟!

نمی دونن؟!



مرتبط با: