بلد هستی زبان قطره ها را به من در خواندن باران کمک کن
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 31 شهریور 1392
نظرات



همین چند لحظه پیش یکی از برادران نامه ی مادرم را برایم آورد

مادرم در نامه نوشته است:

"می ترسم چشمت بزنند، تو خیلی زود به جبهه رفته ای!"

***

بر شانه های شهاب/ مهدی  پور رضاییان


برچسب‌ها: نامه , مادر , جبهه ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
نظرات


تا اطلاع ثانوی

ما از اتوبوس می ترسیم!

...

همین جوری!

 


مرتبط با:
برچسب‌ها: اتوبوس ,