عشق اگر چه حرف ربط نیست ربط می دهد مرا به تو

عاشق وقتی نگاش به خیمه ی معشوقش میخوره

نویسنده :آدینه
تاریخ:چهارشنبه 30 دی 1394-02:52 ب.ظ



پسر مهزیار چهل بار پیاده میره مکه، به این نیت که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو ببینه و ...


داستان مفصله...



اونجایی که پسر مهزیار و فرستاده ی امام قراره از اسب پیاده بشن و تا خیمه ی آقا پیاده برن، پسر مهزیار می پرسه:

"افسار اسبمو کجا ببندم؟"

فرستاده ی امام میگه:

"پسر مهزیار! 

دیگه نگی من عاشقم! 

عاشق وقتی نگاش به خیمه ی معشوقش میخوره، از خودشم یادش میره،

تو میگی افسار اسبمو کجا ببندم؟!!!"






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خوشحال باش! (انتخابات)

نویسنده :آدینه
تاریخ:چهارشنبه 30 دی 1394-01:16 ب.ظ





به مناسبت این روزها که تب انتخابات دارد کم کم بالا می رود:





ننه عذرا می گفت:

من بلد نیستم دروغ بگم. اگرم یه وقتی دروغ بگم، زود رسوا می شم.

بابامسلم به اش می گفت:

خوشحال باش! خدا دوسِت داره...






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خانواده لیمو

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 29 دی 1394-12:05 ب.ظ




کد خبر: 9043
تاریخ انتشار: 27 دی 1394 - 12:33
مصرف میوه و سبزیجات از دیرباز برای داشتن جسمی سالم توصیه شده است. خانواده لیموها نیز از جمله مواد خوراکی هستند که می‌تواند شما را در رسیدن به این مهم یاری رسانند.
 با

فرادید| 
مصرف میوه و سبزیجات از دیرباز برای داشتن جسمی سالم توصیه شده است. خانواده لیموها نیز از جمله مواد خوراکی هستند که می‌تواند شما را در رسیدن به این مهم یاری رسانند. 
 
به گزارش فرادید*، ترکیبات لیمو در اکثر رژیم‌های غذایی وجود داشته و نقش سم زدایی را در بدن ایفا می‌کند. چای لیمو، لیموناد و آب لیمو از جمله‌ی این ترکیبات است. حال ما قصد داریم ترکیبی جدید را برای استفاده از لیمو به شما معرفی کنیم که خواص این میوه را تا بیشترین حد ممکن حفظ می‌کند: لیموترش منجمد. 
 
پوست لیمو خواص بیشماری برای حفظ سلامتی، کاهش کلسترول، افزایش قدرت دستگاه ایمنی و پیشگیری از انواع سرطان‌ها دارد. پوست لیمو علاوه بر موارد فوق خواص ضد میکروبی نیز دارد که می‌تواند بدن را در برابر عفونت‌های باکتریایی و قارچی و همچنین انگل و کرم‌های داخلی بدن بیمه کند. 
 
مصرف لیمو مزایای فراوانی دارد: 
  • کاهش التهاب
  • جلوگیری از آسم
  • تنظیم فشار خون بالا
  • تقویت دستگاه ایمنی بدن
  • کاهش احتمال سکته
  • سم زدایی کلیه و کبد
  • جلوگیری از افسردگی و استرس
  • جلوگیری از انواع سرطان‌ها
 
لیمو و سرطان 
ویتامین سی موجود در لیموترش در کنار خواص دیگر آن می‌توانند به جنگ با تومورهای بدخیمِ انواع سرطان‌های ریه، سینه و روده روند. برخی حتی بر این عقیده‌اند که «لیمو درمانی» می‌تواند از شیمی درمانی هم مفیدتر باشد، چرا که سالم‌تر و ایمن‌تر است. در آزمایش‌ها مشخص شده که مصرف لیمو منحصرا بر سلول‌های وخیم اثر می‌گذراند و با سلول‌های سالم کاری ندارند.

با

ویتامین‌های موجود در پوست لیمو 5 تا 10 برابر ویتامین‌های خود لیموترش است. از طرفی اما پوست لیموترش در حالت طبیعی تلخ است که می‌تواند با فریز کردن آن از میزان تلخی‌اش کاست. 
 
دستور تهیه 
در ابتدا لیموها را شسته و آن‌ها را با کمک سرکه سیب ضد عفونی کنید. سپس آن‌ها را خشک کنید. در مرحله بعد، لیموها را در فریزیر گذاشته و اجازه دهید تا شب در آنجا باقی بماند. زمانی که لیمو ترش‌ها کاملا سفت شدند، آن‌ها را با پوست رنده کنید. 
 
اگر قصد دارید آن را بعدا استفاده کنید، بهتر است در سینی و در کنار قطعات یخ نگهداری شود. می‌توانید لیموترش رنده شده را در سوپ، ماست، سس پاستا، سالاد، بستنی، انواع اسموتی، آب میوه، چای و انواع غذاها استفاده کنید. 
 
منبع: Healthy Recipes Home 
ترجمه: وبسایت فرادید 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

"میگو تقلبی"

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 28 دی 1394-01:38 ب.ظ







شوهر خاله زهرا هر وقت بخواد مهموناشو سورپرایز کنه، میگو میخره تا خاله زهرا یا میگو پلو درست کنه(شبیه دم پختی و استانبولی پلو البته با سبزیای مخصوص) یا قلیه میگو درست می کنه که خورشت با تمر هندی درست می شه و سبزیای مخصوص*.

ااین غذا از سوغاتیای اون سالهاییه که خاله زهرا اینا بندرعباس زندگی می کردند.

هر وقتم این غذاها رو داشته باشنف برای ما هم میارن و ما هم سبیلی چرب می کنیم!

سید طه عاشق میگو پلوه.


از طرف دیگه عاشق پیتزاست ولی ما زیاد دوست نداریم اون از فست فود استفاده کنه و اگه ما هم راضی بشیم که در طول سال یکی دو بار براش پیتزا بخریم، باید قضیه یه جوری سکرت بمونه که خاله اعظم نفهمه وگرنه خدا به داد برسه! دیگه حریفش نمی شیم! چادرشو سر می کنه و میاد اینجا، به قول بابامسلم بنا می کنه قول و غزل خوندن که:

چرا شما این کارا رو می کنین؟ چرا به فکر این بچه نیستین؟ خودتونم که می دونین این پیتزا و این غذاهای این شکلی هزار جور درد و مرض میاره، دور از جون ادم سرطان میگیره و از این حرفا.


یکی دو هفته پیش دم پختی درست کردیم. جاتون خالی ولی لحظه های اخر به جای شوید و ... یه مقدار سبزی ماهی(سبزی میگو) اضافه کردیم و گذاشتیم دم بکشه.

سیدطه امتحان داد و اومد خونه، از تو پله ها گفت:

به به! چه بوی آشنایی! غذا چیه؟

گفتم:

دم پختی!

فهمیدم یه جوری شد ولیب چون عادت نداره از غذا عیب و ایراد بگیره، مکثی کرد و گفت:

دم پختی! خب! باشه! دم پختی ام خوبه. دست شما درد نکنه.

_________________________________________________________________

غروب که شد، طاقت نیاورد و با لبخند گفت:

امروز من از بویی که تو خونه می اومد، فک کردم میگو داریم، ولی شما دم پختی درست کرده بودین، حالا خوب بود خوشمزه بود ولی اگه دوست دارین "میگو تقلبی " که امروز دادین خوردم، جبران بشه، امشب پیتزا بخرین!!!

...

امروزم ناهار "میگو تقلبی" داریم.


        جاتون خالی...

______________________________________________________________




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شایدم احساس من اینه

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 26 دی 1394-11:40 ب.ظ



                                                                       


یه مدت پیش، وقت می گذاشتم و می رفتم تو یه سری وبلاگ، مدام اینو بخون، اونو بخون. ببین این اپ کرده؟ آپ نکرده؟

...

گمشده داشتم

ولی هر چی بیش تر می گشتم، کمتر چیزی دستگیرم می شد.

با این حال از سادگی و صفای یه سری آدما لذت می بردم و همین که حس می کردم دور و برم یه همچین آدمای دوست داشتنی نفس می کشند، حس خوبی به ام دست می داد و دلم آروم می گرفت.

نمی دونم یهو چی شد که وبلاگ نویسی انقد افت کرد و بازارش سرد شد؟!



الان دیگه کمتر جایی میرم و کمتر وبلاگی هست که مشتاق خوندنش باشم، چه تو شهر خودمون، چه بقیه ی جاها.

ینی می خوام بگم تعداد این جور وب ها به انگشتای یه دست نمیرسه.


دو سه روز پیش گفتم برم یه سر به وبلاگایی بزنم که اون اوایل وب نویسی می رفتم و می خوندمشون.

بیش ترشون یه حالت متروک گرفته ن و یکی دو تایی هم مطالبشون همه ش منفی بافی بود و عیب و ایراد از در و دیوار و زمین و زمون که با خودم گفتم بیچاره اونایی که خوننده ی این نوشته ها هستن! اینا یه جوری با مطالبشون آدمو ناامید می کنن، که آدم آرزو می کنه ای کاش اصن دنیا نمی اومدم!



بگذریم.

از وبلاگ نویسی تا وایبر و واتساپ و تلگرام و چی و چی، هر چه پیش رفتیم، اون سادگی، اون صفا، اون یه دل بودنا، اون دلتنگ شدن واسه همدیگه، اون زلالی، انگار همین طور داره رنگ می بازه و محو میشه...


نمی دونم.

شایدم احساس من اینه.

...

خدا کنه.






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نبود؟!!!

نویسنده :آدینه
تاریخ:جمعه 25 دی 1394-09:17 ب.ظ



جم تی وی!!!!


نبود؟!!!


*
________________________________

این روزا باید کلاهو محکم چسبید که باد نبره...

________________________________

* توضیح ندادم، نمی خواستم دلت بگیره، مث خودم ندونی این غروب جمعه کجا بری؟!!!


در امان خدا باشی عزیز...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کری! برو تا بلاکت نکردم!

نویسنده :آدینه
تاریخ:پنجشنبه 24 دی 1394-11:23 ق.ظ

http://www.entekhab.ir


«ساعت یک نیمه شب در حالی که وزیر امور خارجه کشور در بستر خود خوابیده بود، تلفن زنگ می‌خورد. ظریف که روز کاری سختی را پشت سر گذاشته بود، با بی‌حوصلگی دستش را دراز می‌کند، تلفن را برمی‌دارد و صوتی از خودش تولید می‌کند که همان بله بفرمایید معنی می‌دهد. طرف پشت تلفن می‌گوید: «آقای وزیر... آقای وزیر.»

ظریف: کی هستی؟

پشت خط: جانم!

ظریف: شما زنگ زدی. من باید بگم «جانم؟ بفرمایید!»

پشت خط: نه... جانم. جان کری.

ظریف (با عصبانیت): مرد حسابی! الان وقت زنگ زدنه؟

جان کری: خواب بودی؟ تازه سر شبه که!

ظریف: اختلاف زمانی داریم لامصب. اینجا نصف شبه! کی می‌خوای بفهمی؟

جان کری: آخ آخ حواسم نبود. من همش فکر می‌کنم تو هتل کوبورگیم.

ظریف: سکوت

جان کری: آقا پاشو... کار مهم دارم.

ظریف: هیچ وقت یک ایرانی رو از خواب بیدار نکن.

جان کری: ظریف جان یه چیزی بهت می‌گم عصبانی نشو. خب؟

ظریف: چی می‌خوای بگی؟

جان کری: اول بگو عصبانی نمی‌شی.

ظریف: بگو

جان کری: به عراقچی هم بگو خودکارش رو بذاره زمین.

ظریف: اصلاً من بخوابم.

جان کری: نه نه می‌گم. نخواب. آقا دو تا قایق ما اومدن تو آب‌های شما.

ظریف: چییییی؟ آب‌های مااا؟

جان کری: به موی دونالد ترامپ قسم عمدی نبود.

ظریف: پس چی بود؟

جان کری: نقص فنی بوده.

ظریف: باید عذرخواهی کنید.

جان کری: باشه، یه لحظه صبر کن.

بعد از چند ثانیه سکوت، 6-5 نفر یکصدا با صدای کلفت از اتاق جان کری مثل گروه سرود مدارس می‌گویند: ببخشید ظریف!

ظریف: الان این چی بود؟

جان کری: بچه‌ها عذرخواهی کردن.

ظریف: عذرخواهی رسمی باید بکنید.

جان کری: باشه، خودت چطوری؟ چیکارا می‌کنی؟

ظریف: هیچی. درگیر کودکستانم دیگه.

جان کری: نوه‌ات رو ثبت نام کردی؟ خیلی شهریه‌ها بالاست. منم کمرم شکسته.

ظریف: نه بابا. خاورمیانه رو می‌گم. شده کودکستان. هر روز وزیر خارجه یکی‌شون توئیت بی‌ادبی می‌کنه من باید جوابش رو بدم. از انضباطش کم کنم. ولی‌اش رو فرا بخونم.

جان کری: اصلاً مشکل اصلی از هموناست.

ظریف: نصف شبی من رو هم بی خواب کردی. قطع کن دیگه. ولت کنم تا صبح حرف می‌زنی. کار داشتی بیا توئیتر.

جان کری: جواد!

ظریف: بله؟

جان کری: قایق‌ها رو پس نمی‌دین؟

ظریف: برو تا بلاکت نکردم!

جان کری: اوکی اوکی. بای!»     
______________________

روزنامه ایران در ستون "کشف و شهود"
                                                 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تو ابر بهاری

نویسنده :آدینه
تاریخ:چهارشنبه 23 دی 1394-11:53 ق.ظ



تو ابر بهاری 

من کویر خشکم...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بدک نیست...

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 22 دی 1394-10:28 ب.ظ





خاله اعظم که هر روز صبح و شب برای ننه عذرا انسولین تزریق می کرد، رفته بود مشهد و من این کار رو بر عهده گرفتم.

هر روز دو بار برای انسولین می رفتم خونه ش.

یه وقتایی ام می رفتم یه ذره پیشش می نشستم که از تنهایی در بیاد(البته الان می بینم خودمم از این نشستن ها خیلی اروم می شدم)

هوا سرد بود و به خاطر این که دل نگرانش نکنم، یه لباس روی لباسام می پوشیدم و می رفتم سراغش.

هر چند یه بار لبخند معناداری زد و گفت:

می دونم که این لباس رویی رو بخاطر من پوشیدی...


این قصه گذشت و خاله اعظم از مشهد اومد.

منم سرگرم کارای خودم و تدریس و ... بودم.

یه روز گفت:

این چند روزه که من مشهد بودم، ننه عذرا چیزی نگفت؟

گفتم: در باره ی چی؟

گفت:

وقتی از مشهد اومدم، گفتم چه جوریه که ننه عذرا نمی گه چایی می خوای برات بریزم؟

بعد سر حساب شدم سماور روشن کرده، داره آب جوش می خوره!

بهش گفتم:

چرا چایی دم نمی کنی؟

گفت:

وقتی رفتی، دیدم چایی مون تموم شده، خجالت کشیدم به کسی بگم برام چایی بخره، خودمم از مغازه های این محل هنوز سر در نمیارم... یه بار آب جوش خوردم دیدم بدک نیست...

__________________________________

این عکس رو انتخاب کردم برای این که ننه عذرا به نظرم عین یه دختر بچه پاک بود و دوست داشتنی.







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مکالمه نامحدود

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 20 دی 1394-11:54 ب.ظ





خاله اعظم همین که شنید همراه اول مکالمه نامحدود گذاشته و با پنج شیش تومن میشه یه ماه رایگان حرف زد، خلقش تنگ شد و گفت:

هیچی دیگه! نمی خوام فکر بد کنم و الکی گناه مردمو بشورم، ولی خیلیا بودند که به خاطر پول شارژ، مجبور بودند حساب کتاب کنن و کمتر به این و اون زنگ بزنن و زندگیای مردمو زیر و رو کنن، با این مکالمه نامحدود وای به حال زندگیاست، هیچ حساب کتابی ام در کار نیست!

بعدم گفت:

من که میگم این کار، نقشه اسراییل یا امریکاست که مفت و مجانی زندگیای مردمو از هم بپاشن وگرنه کسی عاشق ما نشده که مکالمه رایگان در اختیارمون بذاره. 

حالا ببین کی گفتم؟

 البته دیشب مسوول سازمان تعزیرات اعلان کرد به دلایلی_ که ذکر کرد_ خدمات این نوع مکالمه از این پس ارائه نخواهد شد.











داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2