بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : چهارشنبه 31 تیر 1394
نظرات

برچسب‌ها: بدون شرح ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 30 تیر 1394
نظرات




1_ گلکاری یا باغبانی کنید.

2_ پول های خود را خرج دلخوشی های کوچک و زیاد کنید و مدام به دنبال آرزوهای گران و دست نیافتنی نباشید.

3_ روی کاری که همین الان در حال انجام آن هستید، تمرکز بیشتری کنید تا با رسیدن به موفقیت، احساس شادی در شما بیشتر شود.

4 - در یک مهارت جدید، متخصص شوید. تشخیص اینکه چه مهارتی باشد به سلیقه و توانایی خودتان بستگی دارد.

5_ نگرانی هایتان درباره آینده را روی یک کاغذ بنویسید، در یک پاکت نامه بگذارید و به معنای واقعی مهر و مومش کنید!

6_ اطرافتان را با افراد شاد شلوغ کنید. گاهی در جمع خانواده تان جوک بگویید و شوخ طبع باشید.

7_ کار های داوطلبانه انجام دهید. کارهای داوطلبانه می توانند کارهایی خلاقانه برای کمک به دیگران باشند.

8_ در پایان هر روز، حداقل سه اتفاق خوبی را که رخ داده یادداشت کنید و قبل از شروع روز بعد، حتما نگاهی به آن بیندازید.

9_ مقایسه خود با دیگران را متوقف کنید. مهم نیست که این مقایسه در زمینه مالی باشد یا تحصیلی.

10_ از هر فرصتی برای ورزش استفاده کنید چرا که ورزش در افزایش روحیه و اعتماد به نفس، تاثیر قابل توجهی دارد.


مرتبط با:
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 30 تیر 1394
نظرات






مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد ؛

اوست که در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند.

به یاد داشته باش که پروردگار عالم با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد،
 قلــب تو را انتخاب کرده 
                                                                         
و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگویی، گوش می کند ...

برچسب‌ها: تو را انتخاب کرده ,
لینک های مرتبط: تو را انتخاب کرده ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 29 تیر 1394
نظرات

مدتیه تصمیم گرفتم که:
 سراغ بعضیا نرم
 نوشته هاشونو نخونم
اصن فکر کنم نمی شناسمشون
شاید بشه اسمشو توبه گذاشت 
الحمدلله تونستم بیش از یه سال رو تصمیمم بمونم 
الان احساس خیلی خوبی دارم گر چه اوایل یه جورایی عادت کرده بودم بهشون سر بزنم ولی کم کم به آرامشی رسیدم که به هیچ وجه حاضر نیستم به اون آدما و اون افکار برگردم.
آدمایی که دلشوره به جون عالم و آدم میندازن و به خودشون که می رسه می بینی تمام فکر و ذکرشون خوشگذرونی به هر قیمتیه! 
آدمایی که صاحب نظر نشون می دن ولی ته تهش از همه از خودشون فراری و حتی بیزارن! حاضرن تو رو فدا کنن تا به خودشون و خواسته های خودشون برسن.
اول فکر می کنی دلسوز تو و دیگرانند ولی بعد می بینی دنبال یه نردبون برای رسیدن به خواسته های خودشونن.
ته تهش می بینی نه عقیده درست درمونی دارن نه تکیه گاه محکمی که تو لحظه های سخت واقعی بتونی بهش اعتماد کنی.
تو رو از خدا، از خودت و از همه خوبی ها جدا می کنن و یه روزی به خودت میای که می بینی نه دنیا داری نه آخرت.
یه وقت تو زندگی می رسی به دو راهی که باید تصمیم بگیری از کدوم راه و با چه آدمایی همراه بشی...؟



مرتبط با:
برچسب‌ها: از کدوم راه ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 29 تیر 1394
نظرات




ننه عذرا می گفت:

_اگه یه وقت دروغ بگم، زود رسوا می شم



بابامسلم بهش می گفت:

_خوشحال باش! خدا دوسِت داره.




مرتبط با: