بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : پنجشنبه 29 مرداد 1394
نظرات


رفته بودیم دندانپزشکی. 
تو اتاق انتظار، یکی که سمت راست من نشسته بود، نمی دونم چی شد که یهو تصمیم گرفت سفره دلشو برا من واکنه و از زندگی ش بگه: 
از همسر بیکار و سه چهار تا بچه قد و نیم قد و برادرش که سکته کرده و چهار ماهه مای بی بی ش می کنن.
بعدم تو حرفاش آه عمیقی بکشه و بگه: 
"الهی خدا به حق عزیزان درگاهش این خانم دکترو شفا بده، شنیده م دیسک کمر داره! ینی فقط خدا می دونه این بشر چقد به من و بچه هام لطف کرده! دندونای بچه هامو درست کرده و گفته حیفه تو این سن دندون خراب داشته باشن، اینا همه یه طرف، خدا شاهده پونصد هزار تومنم یواشکی داده دستم، گفته خرج زندگی ت کن...
وقتی اینا رو تعریف می کنم و میگم چقد خانم دکتر با محبت و خوبه، 
خاله اعظم آه می کشه و می گه:
"حتما آدم خوبی بوده که مریض شده، قولت میدم اگه دل چار نفرو شکسته بود، هیچی ش نمی شد..."

نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 27 مرداد 1394
نظرات


امشب بی گمان و بی مقدمه ای حتی
میزبان شدیم 
میزبان کسانی که
قصه های ناگفته 
زیاد داشتند

هنوز در تب و تاب این دیدارم
و تازه به خود می گویم:
گفته بودی که اگر پس از هر دیدار
حست را نوشته بودی
خیلی چیزها ماندگار می شد
اما
انگار که کوه کنده باشم
هنوز فرصت بازگشت به خویش
و مرور آن چه گذشت را 
نیافته ام
...

نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394
نظرات


تو سفر ناغافل یه ذره آب رفت تو گوشی م.
یکی از آشناها گفت: 
من یه مهندس می شناسم کارش تعمیر موبایل و ایناست، آدم درستی ام هس.
رفتیم پیشش.
یه نگاهی به گوشی کرد و گفت:
یه شب باید بمونه، البته اگه مشکلی نیس!
گفتیم باشه.
فرداش که درست نکرده بود، هیچ،
بعدم خورد به جمعه و خلاصه سه چهار روزی شد.
بالاخره رفتیم گوشی رو گرفتیم.
مثلا درست کرده بود.
پرسیدیم چقد تقدیم کنیم؟
کلی پوستین کولمون گذاشت و تعارف کرد.
آخر سر گفت: قابل نداره، 58000 تومن.
اومدیم خونه.
دوساعت بعد باز دیدم گوشی بی خودی می نویسه: متصل شد، قطع شد(منظورش برق گوشی بود، ینی دقیقا همون چیزی که مهندسه گفت قطعه عوض کرده برامون)
...
خسته تون نکنم. 
یه روز خاله اعظم گفت میای بریم نمایندگی گوشی ...؟
دنبالش رفتم و دیدم یه نفر گوشی آورده بود مشکلش عین مشکل گوشی من بود. 
مغازه دار گوشی رو گرفت. دو تا فوت محکم تو همین قسمتی کرد که شارژر می زنیم. 
مزدم نگرفت.
منم گفتم امتحان کنم. 
حالا نمی گم با دو تا فوت، ولی به هر حال گوشی منم با همین فوت کردنا درست شد و الان داره با خوبی و خوشی با خونواده ما زندگی میکنه!




نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394
نظرات

خواب دیدم تو اینترنت با یه نفر دوست شده بودم یا بهتر بگم ایشون با من دوست شده بود و از دوستی رد کرده بود و بهم وابسته شده بود.
 حالا نمی دونم رو چه حسابی قرار بود از هم جدا بشیم...
ای خدا که این بشر چه جوری دلتنگ ود و گریه می کرد که دل منم به درد اومد و بناکردم اشک ریختن!



 

برچسب‌ها: تو اینترنت ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : چهارشنبه 21 مرداد 1394
نظرات

برچسب‌ها: فال امشب ,