تبلیغات
بچه گنجشک - مطالب فروردین 1395
عشق اگر چه حرف ربط نیست ربط می دهد مرا به تو

و خداوند دروغگویان را دوست ندارد

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 31 فروردین 1395-01:59 ب.ظ







تلگرام این احساس رو به من میده که با دوستان و آشنایان و عزیزانم ارتباط دارم و از حال همه شون باخبرم

انگار حواسش نیست که من

چند روزه از خاله زهرا و بچه هاش 

که خیلی هم برام عزیزن و 

همین جا بیخ گوشم زندگی می کنن، 

هیچ خبر ندارم...

تلگرام

             دو

                          روغ 

                                      می

                                             گه...








داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چراغ راهم شو...

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 28 فروردین 1395-07:01 ب.ظ





امروز قصد پست نوشتن نداشتم ولی
یه چیزایی پیش اومد که می بینم هر چه زودتر باید به فکر بیفتیم و
این شد که این پست رو می نویسم و تقدیم همه کسانی می کنم که برام عزیزن و دوسشون دارم:

عزیزم!
خوبم!
تویی که می دونم اصن قصد نداری بدیا رو ترویج کنی
یه دقه حواست این جا باشه:

هر عکس و کلیپ قشنگی که برات اومد(به خصوص بچه هایی که تو تلگرام هستین) زود اونو فوروارد نکنیم واسه دوستانمون. 
اول ببینیم کانالی که آدرسش پای این عکس یا کلیپ مثلا قشنگ خورده، ما رو می بره کجا؟
اگه ما نمیریم تو اون کانالای مفتضح و پرهیز می کنیم، 
شاید برای کسی که براش فوروارد کردیم، 
این یه قدم باشه برای رفتن لبه ی پرتگاه سقوط...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خوشحال باش

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 28 فروردین 1395-05:14 ب.ظ


ننه عذرا می گفت:


_اگه یه وقت دروغ بگم، زود رسوا می شم




بابامسلم بهش می گفت:


_خوشحال باش! 


خدا دوسِت داره.






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از بودن با تو...

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 24 فروردین 1395-11:50 ب.ظ





از بودن با تو 
احساس آرامش می کنم.
تو
شاید از خیلیا 
کمتر برخوردار باشی
ینی کمتر تو رفاه باشی
ولی
قناعتی که داری
عزت نفسی که داری

این که
آگاهانه
هر چه را داری
بابتش از خدا ممنونی

این که
کمتر خودتو با دیگران مقایسه می کنی
آرامش داری و
هر وقت کنارتم
به منم آرامش میدی


...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلاحشون تحقیره

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 24 فروردین 1395-11:14 ق.ظ







با کسانی روبرو میشی که خودشونو میبازن و 
سرسپرده دشمن میشن
بعد برای این که خودشون رو حق جلوه بدن، 
هر کی حرف غیر حرف اونا بزنه
تحقیرش میکنن 

و اگه قدرت پیدا کنن
تهدید قدم بعدیشونه

این روزا
ناحق
تو لباس حق
زیاده

و برای تثبیت خودش
هر چی نشون دین و ایمون داره
به مسخره میگیره

باید محکم بود...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بچه های امروز این محله... بسم الله!

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 23 فروردین 1395-09:49 ب.ظ



بچه های این محله، یه زمان
 بی ادعا بلند شدند، بی سروصدا 
راه افتادند طرف مرزها.

همون جاها که یه وقتایی
 لازم بود با تنشون جلوی تانک های دشمن وایسن و نذارن بیان جلو و شهرامون یکی یکی دستشون نیفته.


اون بچه ها
حالا از دم مدال شهادت گردنشونه و
رسیده ن به ساحل نجات و
به ما احتیاجی ندارن ولی ما

محتاجیم به نگاه اونا
به دستاشون
که دستمونو بگیرن تو وانفسای دنیا
 که هر روز و هر لحظه می بینیم دشمن به یه رنگ و یه لباس تازه درمیاد
محتاجیم دستمونو بگیرن و نذارن بیفتیم تو هزار و یه دام و حیله دشمن که هر روز یه جور رنگ عوض می کنه
و شرط این دستگیری، معرفته.

اگه بچه هامونو نشناسیم
اگه شهدامونو بهشون معرفت پیدا نکنیم، 
چه بسا ازشون دور بشیم و ...
مراحل بعدی که یکی از یکی تاریک تر و وحشتناک تره...


بچه های امروز این محله
آستین همت بالا زده ن و از خاطرات این بچه ها یه کتاب به وجود آورده ن و شما رو به یه مسابقه دعوت کرده ن.
بسم الله:





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سانتافه جدید

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 22 فروردین 1395-09:16 ب.ظ




ما که تلویزیون نمی بینیم

ولی دیشب دیدم یه چیزایی میگه که خیلی بامزه ست

داشت می گفت:

زیبایی و تعادل

 با سانتافه ی جدید!







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یعنی که دلتنگم

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 16 فروردین 1395-05:12 ب.ظ





اگر از کوچه رد می شدی، 

نگاه  می کردی 

از بازی بچه ها اگر

سنگی میان کوچه 

 برجای مانده بود

با آن که پا دردی کهنه آزارت می داد 

خم می شدی 

و سنگ را ازجلوی راه بر می داشتی

و می گفتی : 

دستم نمی رسد تا کاری کنم که به درد کسی بخورد 

اما

 می توانم این سنگ را

 از جلوی راه مردم بردارم
 
شاید کسی

 پایش شکسته باشد

یا یک نابینا

 امروز از این کوچه

 بگذرد

.....

امروز اما

سنگی میان کوچه 

و دردی درون سینه ی من 

جا مانده است

یعنی که:

 نیستی

یعنی که:

 دلتنگم ...

_________________________

 تقدیم به ننه عذرا و همه ی مادران گل در هر جای دنیا






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مادرم! دوستت دارم...

نویسنده :آدینه
تاریخ:چهارشنبه 11 فروردین 1395-12:24 ق.ظ




فردا روز مادره.
این چند روزه سرم شلوغ بود و دیر فهمیدم. 
دلم هم نمیخواد یه چیز الکی این جا بنویسم و برم.

یادمه یه روز یکی از دوستان گفت یه جا حرف شد که فلانی زیادی از مادرش"ننه عذرا"می نویسه، ینی افسردگی نمی گیره؟

دوستمون می گفت من گفتم به نظر میاد قصه بر عکس باشه و فلانی از نوشتن و گفتن در باره مادرش انرژی می گیره...



اون چیزی که همین حالا به م انرژی داد بیام و این جا چند جمله بنویسم اون عزت و محبتیه که از مادر گرفته م و دیده م و تا هستم خودمو مدیون او می دونم...

الانم اگر چه به ظاهر از هم دوریم، بر دست و پیشانی ش بوسه می زنم تا شبی دیگه رو با آرامش به صبح برسونم.


مادرم!
دوستت دارم تا همیشه...

من می سرایم از تو ترانه چرا که تو

زیباترین ترانه و شعر زمانه ای

می گویمت چنان که "رهی" گفت و "شهریار"

ای بهترین من که برایم یگانه ای

پرواز می کنم به هر آن جا اگر تویی

هر جا شود که از تو بگیرم نشانه ای...

________________________________________________

*** عکسای این پست مال "گل لیلیوم" یا همون "سوسن" هست. 
+++ یه شاخه خریدم 12 تومن! وقتی اومدم تو ماشین، بابای طه یه سوت گنده زد که: اوه اوه! دواااازده تومن یه شاخه گل؟
گفتم: ببین! من تو عمرم یه بار لیلیوم خریده م، برام سوت نزن! 

خندید...
________________________________________________
عکسای این گلو تو تلگرام واسه خیلیا فرستادم.
الانم آوردم این جا و تقدیم نگاه شما عزیزان کردم. 
فک کنم فقط مونده حافظ شیرازی...:))







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تقصیر تو شد شعرم

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 8 فروردین 1395-03:43 ب.ظ




تقصیر تو شد شعرم اگر مساله ساز است

زیبایی تو بیش تر از حد مجاز است

هر چند که پوشیده غزل گفته ام از تو

گفتند به اصلاحیه ای تازه نیاز است





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2