بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 28 دی 1395
نظرات


دیشب خسته بودم گفتم برم دوتا خُرده ریز بخرم یه هوایی هم عوض کنم

ساعت از نه رد شده بود
من
دو تا مغازه ای که رفتم هر دو فروشنده ش خانم بودند

ده دقیقه شد یا نشد نمی دونم 

اما هر دو خسته بودند 

خسته تر از من

و نمی دونم چی شد که یهو از خودشون گفتند و زندگی شون و چک های برگشتی شوهرشون و ....


از دیشب یه حالی ام


مثلا رفته بودم آب وهوا عوض کنم اما

بیاد بابامسلم افتادم که یه وقتایی می زد زیر آواز:

دلم دیوانه بود 

دیوانه تر شد.... 



نویسنده : آدینه
تاریخ : شنبه 18 دی 1395
نظرات






من نیستم ار کسی دگر هست

از دوست به یاد دوست خرسند

نویسنده : آدینه
تاریخ : شنبه 18 دی 1395
نظرات


یه روز کوچه مون نشست کرد

بمونه که وقتی خواستند بفهمند  کجا لوله ترکیده یا نشتی داره

یه قابلمه کهنه آوردند گله به گله گذاشتند کف کوچه و یکی از کارگرای شرکت آب

 گوششو گذاشت رو قابلمه تا کشف کرد لوله جلوی در خونه ما پوکیده

ننه عذرا هی می ذفت سرک می کشید تو کوچه و کی اومد به بابامسلم که پاش درد

 می کرد و سختش بود از پله ها بالا وپایین بره

گزارش می داد که الان کارگرها چه می کنند و آب کی وصل میشه که بابا بره 

دستشویی و برای نماز وضو بگیره

میون همه حرفا 

ننه عذرا از حرف یکی از همسایه ها خوشش اومده بود که وقتی دیده بود لوله آب

 چقد زنگ زده و داغون شده گفته بود چه فرقی می کنه؟ لوله هم 

می میره

  
اینو گفتم گه اگه یه مالی از دستتون رفت یا گم شد خیلی غمتون نباشه 

اصل زنده است



نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 13 دی 1395
نظرات



بابای طه تازگیا یادگرفته میگه می خوام این دفعه که می ریم چهارتا خرده ریز براخونه بخریم از یه جایی ببرمت که خیلی دوسش داری

دفعه اول که با آب وتاب اینو گفت

خودمم نمی دونسم کجا رو میگه

تا این که رفتیم و دیدم منظورش اون مسیریه که توش یه زیرگذر داره و شبا به خاطر چراغای رنگارنگش خوشگل میشه

نمی دونم کجا اینو گفتم و کدوم شیر پاک خورده ای رفت زیر آبمونو زد

دیشب از اون مسیر رفتیم همه چراغاش خاموش بووووووود


نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 12 دی 1395
نظرات




حالا نمی دونم اسمشو درست میگم یا نه؟ ماشین شاکسی بلند

تلویزیون نشون می داد یه خانم سوار یه ماشین شاکسی بلند بود

رفت یه جایی تو برفا

ماشینش عیب کرد

من می گفتم یقین پخش زنده س 

دیدم یه زن وسط جاده این جور درمونده شده

انقد دست به دامن خدا شدم 

کفتم خدایا خودت یه مددی براش برسون

یهو دیدم یه ماشین اومد نگه داشت 

راننده ش اومد پایین یه نگاه به این شاکسی بلنده کرد گفت خانم ماشینت آب میخواد

کار خدا یه ماشین دیگه م رسید اونم نگه داشت

اون راننده گفت من آب تو ماشینم هست

رفت آب آورد


من که سواد ندارم نمی دونم آب کجای ماشین می ریزن

اما نمی دونی چقد خوشحال شدم که این ماشین خوب شد و 

حرکت کرد

اینی که میگم سواد ندارم به خاطر اینم هست که معلوم نیست این حکایت مال کی

 بوده؟ آیا پخش زنده بوده؟ نبوده؟  

من که سواد ندارم عمرم هم این ماشینا را ندیده م