عشق اگر چه حرف ربط نیست ربط می دهد مرا به تو

عیدتون مبارک

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 30 شهریور 1395-12:22 ق.ظ


عید غدیر رسید
خوشحالم که خدا تو این عید دل سیدطه رو شاد کرد و دانشگاه همون رشته ای که دوست داشت قبول شد

و خوشحالم از این بابت که سیدطه تونست با همدلی و همراهی به دوستی امید بده تا اونم کتاب دست بگیره و برای کنکور بخونه و به این مسیر امیدوار بشه

امشب وقتی دوستش زنگ زد سید طه هنوز نتیجه خودشو ندیده بود
صدای دوستش پر بود از خوشحالی و رضایت و این هدیه ای بی نظیر برای سیدطه ست

الحمدلله

عید همه تون هزار هزار مبارک
دلتون شاد به دوستی و دوست داشتن




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نذاشتند

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 28 شهریور 1395-09:21 ق.ظ


عید قربان گذشت

عید غدیرم نزدیکه

اما وقتی دلت شکسته باشه

تکلیف خودتو نمی دونی


یه وقتایی میگم خدا

نذاشتند اون جوری که دلم می خواست دوستت داشته باشم

اون جوری که دوست داشتم با یادت آروم باشم

اون جوری که عشقم بود از گفتن و شنیدن اسمت 

زندگی بگیرم

و زنده باشم


قربون اسمت

دریاب






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

می ترسم غیبت بشه

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 23 شهریور 1395-07:39 ب.ظ



_ فلانی رو می شناسی؟
اصن ازش خوشم نمیاد
تو زندگی ش چه بلاهایی که سر زن و بچه ی بدبختش نیاورده
اه اه 
چه قیافه ای هم داره
من که اصن نمی خوام نگاش کنم

بهمانی رو شنیدی تازگیا چی گفته؟
یگ آدم مزخرفیه که اون سرش ناپیداس
تاش خودشه

نه نمازش به جاس
نه حجابش
اصن خیلی عوضیه
...
کیه رو می دونی چه کرده؟
ورورورورورور
اون یکی خبر داری چه گندی زده؟!
زرزرزرزرزرزر
...

حالا هیچ کدوم اینا هم هیچ ربطی به زندگی من و تو نداره ولی به خودش اجازه می ده آبروی همه رو بریزه رو دایره و فوتش کنه بره هوا

این همه بدگویی 
غیبت 
ناروا
و تهمتم 
انگاری عین حلاله

اما خدا نکنه 
خدا نکنه تو یه مشکالی داشته باشی و محض مشورت  یا درد دل
یا داشتن یه سوپاپ واسه خفه نشدن و دق نکردن از دست این مشکل
بخوای دو کلام حرف بزنی!!!
 بیا و ببین چه می کنن این جور افراد!!!
یه جمله ت به دو تا نرسیده قیافه شون در هم کشیده میشه و به التماس می افتند:
_ میشه حرفو عوض کنی؟ اخه می ترسم غیبت بشه






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با منی

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 20 شهریور 1395-08:51 ق.ظ


تو با منی

در خواب
بیداری

در حضر
در سفر

تا همیشه
...
مهربان و خواستنی





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اما دل من

نویسنده :آدینه
تاریخ:چهارشنبه 17 شهریور 1395-05:00 ب.ظ



دنیا نمی دونم از اول این جوری بوده یا حالا این جوری شده؟
باید به خاطر داشتم داشته هات بجنگی
این جا اون جا
این اون
نشانه می گیرند که بگیرند ازت هر چی داری و دلت بهش عرضه
یه لحظه هم بی کار نمی شینن و مدام در کردند

اما دل من
تو بمون
بجنگ
و از داشته های قشنگت
دفاع کن

...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مث اون درخت

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 15 شهریور 1395-09:58 ب.ظ


می خوام بگم یه وقتایی 
منم مث اون درختم 
خودت می دونی کدوم درخت رو میگم
همون درختی که اون جا بالای تونل 
وسط یه جاده کوهستانی
درست نوک یه بلندی 
لبه پرتگاه
ایستاده بود
تنهای تنها
دور از همه درختانی که همان نزدیکی
ولی در کنار هم 
نفس می کشیدند

می خوام بگم منم مث اون تنهام
و دور افتاده از دوستان
و بر لبه پرتگاه

مراقبم باش
و مث اون درخت
امید هوامو داشته باش
که روی پای خودم
بایستم
و سبز بمونم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

از کجا؟

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 14 شهریور 1395-08:36 ب.ظ



دو تا از بچه ها ازدواج کردند و با هزار وام و زحمت یه واحد مسکن مهر خریدند قسطی میون تپه های ریگ خریدند
 وسط کویر
با کمترین امکانات رفاهی و شهری 

از صبح تا شب
هر روز
حتی جمعه
و حتی روزای تعطیل
زن وشوهر
دارند کار می کنند
شیفت های کاری طولانی و سخت
خودشون میگن وقتی می رسیم خونه
گاهی زیر غذا رو روشن می کنیم
از خستگی خوابمون می بره 

مادره مدام خواهش می کنه اصن غداتون با ما
یه چیزی درست می کنیم می ذاریم تو یخچال
یه وقتی اومدین این ورا
بیاین براخودتون

همونو هم حال ندارند بخورند


تو مهمونی خانوادگی
التماس می کنن برای نیم ساعت خواب
گاهی باهاشون حرف می زنی
طفلکیا خوابند


این از این

من اگه ببینم یکی بی زحمت و بی دردسر رفته سر کار
بی هیچ دغدغه ای صاحب خونه و زندگی و ماشین و تیپ و پز شده
به خودم حق می دم بپرسم از کجا آورده اینا رو؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بند یه حلقه

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 13 شهریور 1395-01:16 ق.ظ



یه زمان
درست تو اون دوستی م با تو
یه نفر
مدام زهر می ریخت که:
همه این دوستی ها بند یه حلقه ست
منظورش این بود
که حلقه که دست تو کنند
و ازدواج کنی
دیگه همه چی تمومه

اون آدم 
تا به جایی درست فکر کرده بود
یه روز
یکی اومد خواستگاری تو
و حلقه دستت کرد

برای منم
یه چیزی تو همین مایه ها
اتفاق افتاد

تا این جا درست گفته بود

اما الان
تو و من
می دونیم که دوستی مون
اگه از اون روزا بیش تر نباشه
کمتر نیست

تازه دوستی مون
عمیق ترم شده



الان گاهی از خودم می پرسم
واقعا اون آدم
نگران من و تو بود
و نگران دوستی مون

یا این که نه
نمی تونست این دوستی رو درک کنه

...

نمی دونم


ولی براش آرامش و شادی از خدا می خوام





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خوابِ یه آرزو

نویسنده :آدینه
تاریخ:پنجشنبه 11 شهریور 1395-10:29 ق.ظ



دیشب باز خواب دیدم 
خواب یه آرزو که تو دلم جا خوش کرده و هیچ وقت رنگ نباخته

جالب اینه که تو خواب
برای دایی احمد می گفتم:
می دونی تا حالا چند بار خواب دیده م که به این آرزو رسیده م؟ 
تو خواب واقعا به آرزوم رسیده بودم و از خوشحالی این جوری به دایی می گفتم.

خوابم این قدر همه جوره قشنگ بود و همه جوره باورکردنی که دیگه داشت باورم می شد که واقعیه 
اما خب
نبود

صبح
با خودم گفتم دلگیر نشو، اصن شاید خواب یکی از خوبیاش این باشه که حتی شده چند لحظه تو رو ببره به اون فضایی که عاشقش هستی و آرزوشو داری

پ.ن:
تو یه کتاب نوشته بود خواب یه جورایی افکار و اعصاب آدما رو تعدیل می کنه مثلا یه چیزی که تو بیداری بهش دسترس ندارن تو خواب می بینند و حظ می کنند. بگذریم که بعضیا می خوان با یه نفر بجنگند تو خواب میرن پی این کار. یکی از دوستان می گفت خواهرشوهرام یه زمانی که تو خونه شون می نشستیم خیلی اذیتم کردند بچه هامون تو حیاط با هم بازی می کردند هر وقت دعواشون می شد فقط یه نتیجه می گرفتند اونم این که بچه های من مقصرند هم خودشون هم بچه هاشون بچه های منو خوار می کردند و گاهی حتی کتک می زدند. می گفت حالا بعد از سالها یه بار تو خواب رفتم به اون روزا اما گفتم صبر و تحمل دیگه بسه، شروع کردم هر چی تو دلم بود به خواهرشوهرام گفتن و دق دلی ام رو خالی کردن اما یهو بچه هام دویدند طرف تختم...
می گفت تو خواب دستم رو برده بودم طرف خواهر شوهر کوچیکه که همیشه آتیش بیار معرکه بود و خواستم بگم هر چه کشیدم  از دست تو کشیدم که دستم رفته بود طرف پنجره کنار تختم و خورده بود تو شیشه بزرگ پنجره و شیشه اومده بود پایین و بچه ها با صدای اون دویده بودند تو اتاق خواب و کنار تخت من. فقط خدا رحم کرده بود کرکره کشیده بود و نگذاشت شیشه شکسته ها بریزه رو سر و صورتم...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چک و اقساط

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 7 شهریور 1395-08:08 ب.ظ


یه پیامک برام اومده:

خرید لوازم التحریر و کیف مدارس به صورت چک و اقساط


با خودم میگم مگه هزینه اینا چقد گرون شده که باید بابتش چک داد یا قسطی خرید کرد؟!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2