امروز:

روز پرستار و کادوی خاله زهرا




دیروز 
روز پرستار بود
با خاله زهرا رفتم خونه خاله اعظم تبریک بگیم
ما برای خاله اعظم یه کادویی بردیم 
خاله زهرا انقد پچ پچ کرد که خاله اعظم فهمید و با خنده گفت:
چی میگین؟
گفتم:
هیچی، حرف کادو و این چیزاست
خاله زهرا با اشاره بهم فهماند که اینجوری راز نگه می داری؟
گفتم:
ناراحتیم مخفی می کنیم 
خوشحالی که دیگه مخفی کردن نداره
هر دو خندیدند اما آخر خاله زهرا لو نداد که کادویی یه دونه زودپز خریده و گذاشته یه مقدار شیر توش بجوشونه و آماده استفاده بشه بعد برای خاله اعظم بیاره 
می گفت خاله اعظم چیزی برای خودش نگه نمی داره می ترسیدم زودپز آکبند براش بیارم ببره بده به یکی... و به قول خودش شوهرش بده بره


نوشته شده در : یکشنبه 23 دی 1397  توسط : آدینه .    نظرات() .

اختلاس از کجاشون اومد؟



عاقا ما این همه عربی خوندیم 
اختلاس توش نبود به خدا

از کجا آوردند اینو؟


نوشته شده در : شنبه 15 دی 1397  توسط : آدینه .    نظرات() .

پشت پروفایل



مدتی بود همه ش متن ها و عکس نوشته های غمگین با تم تیره و سیاه می گذاشت پروفایل.
تازگی دیدم تم آبی آسمونی زده رفتم نگاه کردم دیدم نوشته:
چند روز دیگه تولد مادرمه
تعجب کردم
دیروز دیدم عکس نوشته تازه ای گذاشته. این دفعه خود آسمون آبی بود و این نوشته:
ای مهربون ترین فرشته آسمونی 
مادرم
تولدت مبارک!

امشب داستانش برای خاله اعظم گفتم. اونم مث من دلش سوخت... دخترک تولد مادرش رو تبریک گفته بود
مادری که سه چهار ساله دیگه توی این دنیا نیست...


نوشته شده در : جمعه 14 دی 1397  توسط : آدینه .    نظرات() .

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic