عشق اگر چه حرف ربط نیست ربط می دهد مرا به تو

فردا

نویسنده :آدینه
تاریخ:پنجشنبه 29 فروردین 1398-12:21 ق.ظ



فردا از خونه قدیمی مون براتون میگم و از همسایه ای که آب انداخت پشت دیوارمون و خوابی که خواهرم دید
ان شاالله



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شیطونک

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 26 فروردین 1398-09:15 ق.ظ




چندروزپیش عکس دورهمی با دوستان دبیرستانش رو نشونم داد
گفتم: اینا چقد عجیب غریبن
 گفت: به جز دوتاشون بقیه لب پروتزشده ابرو تتو گونه پروتز  پوستشونو کشیده ن دماغ عمل کردن گفتم خداییش دیگه معصومیت قبلو ندارن یکیشون عین دلقک که نه عین شیطونک شده بود چهره اش سرد و بی روح و کمی ترسناک شده بود



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آشیان آسمان

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 25 فروردین 1398-09:35 ق.ظ




تو 
مرغ آشیان آسمانی

چو بازان 
مانده دور از آشیانی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اختیار با توست

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 20 فروردین 1398-03:31 ب.ظ

    




بابامسلم گاهی می دید دشت های اطراف تشنه اند چاه ها کم آب شده موتورهای آب زود زود خرج برمی دارد و خلاصه طاقتش طاق می شد غصه می خورد و می دید از باران هم خبری نیست می دیدم که گاه و بی گاه می گوید: 
خدایا اختیار با توست بباری اختیار باتوست نباری اختیارباتوست ماهرچه بگوییم شاید حق نباشد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

السلام علی الحسین

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 20 فروردین 1398-01:30 ب.ظ




اصلا نمی تونم درک کنم وقتی برای میلاد امام حسین علیه السلام جشن می گیرند و می خونند:
السلام علی الحسین
چه جوری می تونن کف بزنند؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سیل زده ها

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 18 فروردین 1398-07:01 ق.ظ





گاهی به بچگی های خودم فکر می کنم که صبح از خواب بیدار می شدیم بابامسلم می گفت سیل زده اا اومده ن...
تو خونه های دور و بر حتی تک و توک مغازه هایی که خالی بود یهو پر می شد زن و بچه و .... وقتی چند ساعتی از روز می گذشت و می رفتیم توی کوچه بلزی کنیم برامون عحیب بود که با چهره هایی روبرو می شدیم که هیچ وقت ندیده بودیمشان حتی لباس پوشیدنشون برامون عجیب بود اما حداقل کاری که ما بچه ها از دستمون برمی اومد این بود که بچه هاشون رو توی بازی راه بدیم ....


پارسال این موقع حتی خوابش رو هم نمی دیدند که سر سال تحویل از خونه و زندگی آواره بشن و دار و ندارشون رو جلوی چشمشون آب ببره...


حتی تصورش توی خواب هم دردناکه




هم برلشون دعا کنیم هم اگه کاری هز دستمون ساخته ست انجام بدیم کمکی همراهی همدلی حتی در حد یه پول خرد...

تماشاچی نباشیم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

می گذره

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 13 فروردین 1398-03:46 ب.ظ




دنیا اگه یه خوبی داشته باشه اون اینه که می گذره

خوبش

بدش

تلخش

شیرینش




و این شکر داره واقعا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خوابشو هم ندیدی

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 12 فروردین 1398-05:01 ق.ظ






گاهی تو زندگی شرایطی پیش میاد که خوابشو هم ندیدی


خوابشو هم ندیدی.....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سیل و دوستی

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 6 فروردین 1398-09:57 ق.ظ




دوستان من تو یا گروه دانشجویی دارن از همدیگه حلالیت می گیرن که اگه سیل اومد و اونا رو با خودش برد لااقل بین خودمون کدورتی نمونده باشه
حس و حال خاصیه عین پارسال و شب هایی که زلزله می شد...


یهو انگار فاصله ها انقد کم میشه که همه کنار همیم و دوست داریم همدیگه رو در آغوش بگیریم و بگیم چقدر دوست دارم و یهو به خاطر خطری که پیش اومده حس می کنیم هر لحظه ممکنه فاصله ای بینمون بیفته به درازا و عمق و ابهام مرگ ...






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازم عید شد...

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 3 فروردین 1398-11:47 ق.ظ




بازم عید شد که بعضی ها اخلاق بفروشند...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()