امروز:

لیست خداحافظی




هیچ‌چیز، هیچ وقت در هیچ کجای جهان سر جایی که باید نیست.

 اسم هایی را در لیست های خداحافظی دیدیم
 که هنوز به حد کافی سلام نکرده بودند.


 اسم هایی را در صفحه بیزاری که هنوز عاشقشان بودیم...


 رویا_شاه_‌حسین‌_زاده✨✨ @Loveispublic


نوشته شده در : یکشنبه 16 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: لیست خداحافظی ،

خونه دلتون دست کیه؟





 شنیدی میگن ایشالله خونه دلت بزرگ باشه؟! 


بعضی ها خونه زندگیشون بزرگه 
بعضیا ماشینشون ،
 بعضیا اطاقشون ،
 بعضیا دماغشون ، 
بعضیا ویلاشون ،
 بعضیا فامیلشون.

 اما دل بزرگ کم پیدا میشه ..

 خیلی ها حسرت میخورن به نداری وخونه کوچیک و نداشته هاشون
 اما تا حالا یکبارم نشده ببینن خونه دلشون چقدر میارزه ،

 تا حالا نگاه نکردن ببینن کی رو میشه تو خونه دلشون جا بدن ...  

خونه دلتون بسپارین به صاحب خونه اش ❤️ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌



نوشته شده در : یکشنبه 16 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: خونه دلتون دست کیه؟ ،

باهامون سلفی گرفته




خدا یه آلبوم داره پر از عکسای آدمای مهربون.
هر جا خوب بودیم ، باهامون سلفی هم گرفته.
هر جا هم بد شدیم ،
یا نرم زوم کرده تا از کادر بریم بیرون .
یا دوربینشو آورده پایین گفته فکر کنم حافظه ام پر شده،
ایشالا سر وقت یه خوبشو ازت می گیرم
اگه جایی هم از دستش در رفته عکسی ازمون گرفته که توش بد افتادیم
هر بار به هر بهونه پیچونده ما رو .
یا گفته خداوکیلی همه عکسا پریده .
یا نه ، گفته هنوز نریختم تو کامپیوترم
بریزم چشم ! حتما برات می فرستم
خلاصه خدا تو آلبومش ، تو فولدراش ،
عکس بد از ما نگه نمی داره.
یا اگرم چیزی باشه
هیچ وقت به رومون نمیاره که خجالت بکشیم.

رسول ادهمی
#خیلی‌تعبیرقشنگیه❤️
@khodanevesht


نوشته شده در : چهارشنبه 12 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: باهامون سلفی گرفته ،

شبی که ماه کامل شد




طه و خانمش رفتند فیلمو دیدند. میگم چطور بود؟ طه میگه:
فیلمش چون براساس واقعیت بود تاثیرگذار بود اما فیلمبرداریش نه. همه ش کلوزآپ بود و دوربین تو صورت ملت و هی دوربین تو حرکت بود آدم سرگیجه می گرفت من گاهی به صتدلیا نگاا می کردم تا حرکت دوربین کم بشه. فک کن از هواپیما کلوزآپ گرفته بودند!!!
بعدم می خنده و میگه:
یاد چند سال پیش خودم افتادم تو عروسی مرضیه و محمدحسن. به من گفته بودند دوربین دستت باشه طرف مردونه هر وقت داماد اومد ازش فیلم بگیر و خلاصه داماد با هر کی روبوسی می کنه اینا رو فیلمبرداری کن. 
منم همین کارو می کردم به قول خودم
 اما دایی احمد خنده ش گرفته بود آخرم گفت:
طه جان! از حیات وحش که فیلم نمی گیری دوربینو یهو ببری روی شیر و بخوای روی اون زوم کنی خیلیییی آرووووم دوربینو بچرخون ببر طرف داماد. بعدا فیلمو ببینن سرشون گیج نره......


کلی خندیدیم سر این قصه....  


نوشته شده در : چهارشنبه 12 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: شبی که ماه کامل شد ،

سیدطه




وقتی سیدطه میره سفر خونه مون سوت و کور میشه.
امروز یاد اون سالها افتادم که من و خواهر و برادرم‌می رفتیم دانشگاه تهران و جنگ بود و موشک باران و ....
پیش خودم گفتم:
طفلک ننه عذرا و بابامسلم چقد تو دلشون خالی می شده و هیچ وقت هیچی بهمون نمی گفتند...


نوشته شده در : سه شنبه 11 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: سیدطه ،

تو را می خواهم(نادر ابراهیمی)



تو را می‌خواهم
 برای پنجاه سالگی
 شصت سالگی
 هفتاد سالگی.. 

تو را می‌خواهم
 برای خانه‌ای که تنهاییم
 تو را می‌خواهم
 برای چای عصرانه تلفن‌هایی که می‌زنند و جواب نمی‌دهیم
 تو را می‌خواهم برای تنهایی
 تو را می خواهم وقتی باران است 
برای راهپیمایی آهسته‌ی دوتایی نیمکت‌های سراسر پارک‌های شهر
 ‏برای پنجره ی بسته و وقتی سرما بیداد می‌کند
 تو را می‌خواهم 
برای پرسه زدن‌های شب عید
 نشان كردن یک جفت ماهی قرمز
 تو را می‌خواهم
 برای صبح 
برای ظهر
 برای شب
 برای همه‌ی عمر... 


 
Smile
clean word remove format superscript Subscript Cut Copy Paste Horizontal Rule Ordered List Unordered List Outdent Indent Insert Link Remove Link
Undo Redo Bold Italic Underline strikethrough Align Right Center چینش چپ Justify Full Justify Full Justify Full
Text Color
Background Color
Add Image
Insert Table
Insert Aparat
InsertFromFileManager


نوشته شده در : شنبه 8 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: تو را می خواهم ،

میگه تپه سلام تو راه مشهده




درست آن طرف تپه سلام کسی ست

که هر کسی که زمین خورده را بغل کرده



نوشته شده در : جمعه 7 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: میگه تپه سلام تو راه مشهده ،

چیزی آنقدر قدرتمند که ....




❤️

 از صخره پایین پریدم و 
بعد همین که نزدیک بود با زمین برخورد کنم اتفاق عجیبی افتاد؛ 

فهمیدم آدم‌هایی هستند که دوستم دارند.

 دوست داشته شدن آن هم به این شکل خیلی چیزها را عوض می‌کند، 

از وحشت سقوط کم نمی‌کند، اما دورنمای جدیدی به معنای وحشت می‌دهد...

 من از صخره پایین پریدم و بعد در آخرین لحظه چیزی از راه رسید و من را میان زمین و آسمان گرفت، 

این چیزی است که من به عشق تعبیرش می‌کنم. 

این همان چیزی است که جلوی سقوط آدم‌ها را می‌گیرد، 

چیزی آن قدر قدرتمند که می‌تواند قانون جاذبه را به چالش بکشد... 

 #پل_استر #✬~✿❁࿐ j๑ïท ❈~✿❁࿐ @elahe_ye_shargi


نوشته شده در : سه شنبه 4 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

گردباد تولید و مصرف




این قرنِ ماست 

که با همه‌ی غنای مادّیِ علمی که داشته، 

در "قحطِ عشق" به سر برده و

 در آن گرمای اجتماعِ انسانی تا به حدّ اضطراب‌آوری فروکش نموده است، 

واقعیّت آن است

 که بشریّت درست نمی‌داند که به چه سویی روی گذارد؛ 

در این گردبادِ تولید و مصرف و گرمخانه‌ی نفس‌گیرِ پول، قدردان باشیم 

که کتابی داریم که شاید بتواند نسیمِ خنکی به جانبِ ما بِوَزاند. 



 #کلمه‌ها


نوشته شده در : یکشنبه 2 تیر 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: گردباد تولید و مصرف ،

ما قول داده ایم




ما به زندگی قول داده ایم
 اگر زورت به تحریم ها نمی رسد، 
اگر سیاستمداران به حرف هایت گوش نمی دهند، 
اگر نه اقتصاد درست می شود، نه حکومت، نه دولت، نه مردم؛
 اگر افسردگی و ناامیدی و بیچارگی خزیده توی رگ‌هایت و هر روز بخشی از تو را می جود
 و تو هر روز کمتر از دیروز زنده ای؛ 
اگر نه پول روانشناس داری نه اعتقاد به دارو ؛
 بلند شو برو عطاری محل یک سیر بذر شاهی بخر شش هزار تومان و یک کم تخم گشنیز هم و آنها را توی گلدان هایی کوچک بکار.

 هر چقدر هم که اوضاع خراب باشد شاید یک پنجره داشته باشی با کمی نور.
 این همه خاک را هم که هر روز بر سر می کنیم، کمی اش را در گلدان بریز و چند قطره آب، همین.

 چند روز بعد با خودت می گویی یعنی من از این بذرهای کوچک هم کمترم که سبز شدند! امیدواری و سماجت درسی ست که من از بذرهای کوچک می گیرم. هر چقدر جامعه تلخ‌تر شود مصاحبتت را با گیاهان بیشتر کن، آنها بیشتر از آدم ها راز بقا را می دانند.

 آنها غر نمی زنند، آنها می رویند. ما که به مشتی بذر شاهی و گشنیز دلخوشیم نه به خاطر این است که مبتذلیم و نادان 

و نه به خاطر این است که اخبار گوش نمی دهیم؛ 

ما به روییدن و رویاندن پایبندیم چون به زندگی قول داده ایم که زندگی کنیم،


 ما به خود وفاداریم و هیچ چیز و هیچکس باعث نخواهد شد که به زندگی خیانت کنیم. ما سر قول خویش مانده ایم.

 #عرفان_نظرآهاری


نوشته شده در : یکشنبه 19 خرداد 1398  توسط : آدینه .    نظرات() .

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic