بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : شنبه 18 مرداد 1393
نظرات



نمی دونم چرا یه مدته هر چی دلم خواسته آرزو کنه، انقد محلش نکردم که الان دیگه اگه حتی خودمم بخوام، نمی تونم آرزوای قشنگ کنم.

امروز گفدم  خودم با خودم قرار بذارم یه روزَ معلوم کنم به اسم روزِ " هر چی می خواهد دل تنگت، بخواه"!

ببینم اوضاع احوال دلم چه جوریه؟!

__________________

پ.ن: آخه صبرم نمی رسه  تا باز "شب آرزوها" برسه! می ترسم خیلی دیر بشه...


مرتبط با:
برچسب‌ها: آرزو , دل , دل تنگ ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392
نظرات

"مرا هزار امید ست و هر هزار تویی"




جمع وقتی دوستانه باشد، احساس امنیت می کنی.

وقتی هم از جمع دوستان جدا شدی، باری اگر از روی شانه های خسته ات برداشته نشده باشد، دست کم باری بر آن افزوده نشده است...

دیدار، گاهی به نگفتن ناگفته ها می انجامد...

شاید این جمله های "جلال سمیعی" احساس مرا از دیدار دیشبم با دوستان بهتر بیان کند:

... هر آدمی هزاران قصه است و هزاران استثنا دارد.

هر آدمی هزاران اندوه هم هست؛ هزاران شادی.

 هزاران آرزو. 

هر آدمی هزاران قصه‌ی ناگفته است که ..."


****
پ.ن: با سپاس فراوان از پرنیان عزیز و دوستان دیگری که زحمت های برگزاری دیدار وبلاگ نویسان را برعهده گرفتند.


حق!

مرتبط با:
نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 29 اردیبهشت 1392
نظرات


اینجا روبروی خونه ما یکی اومده آهن ریزی کرده یه ساختمون پنج طبقه بسازه.

این که از همین حالا این خونه ها چقدر خاطرخواه بی پول و آرزو به دل داره که شبا با هزار امید و آرزو خوابشون می بره و تو عالم خواب چند بار این خونه ها رو می خرند، بمونه.

دو سه روزه دیگه گنجشکای باغچه ما آروم و قرار ندارن از دست این کلاغه!

سر صبحی، ولوله که تو گنجشکا افتاد رفتم تو حیاط ببینم چی شده که اینا این جور بال بال می زنن و آروم نمی گیرن؟!

می بینم یه کلاغ کت و گنده اومده رفته اون بالای بالا، کلّه ی این اسکلت آهنی نشسته اینا رو می پاد!

من نمی دونم چه کیفی داره واسه ش که این جوری دل این گنجشکای طفل معصومو آشوب کرده؟! 

یکی باید ترتیبشو بده...


مرتبط با:
نویسنده : آدینه
تاریخ : پنجشنبه 22 فروردین 1392
نظرات

یه روز مث همین روزای آخر فروردین

بچه های کلاسمو بردم تو حیاط مدرسه

گفتم:

امروز

درس و بحث تعطیل

کاغذ و قلمی بردارید 

برایم بنویسید چه آرزویی دارید؟

و فراموش نمی کنم

برگه سفیدی را که تو به دستم دادی

و نگاهت را

که گفت:

اگر غصه ها فرصتی بدهند

آرزو خواهم کرد... 

مرتبط با:
برچسب‌ها: آرزو , مدرسه ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391
نظرات


 " هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم."
   

****
 آقای فریبرز عرب نیا در فیلمبرداری سکانس آخر فیلم سینمایی "چ" ( شهید چمران) به کارگردانی آقای ابراهیم حاتمی کیا حاضر نشد.منبع این خبر: افکارنیوز 

برچسب‌ها: دل دردمند , آرزو , قرار ,