امروز:

بیایید از عشق صحبت کنیم (1)

هر کدوم از ما تو شبای قدر با خدا حرف زدیم و لابد دوست داریم بدونیم خدا جواب حرفای بنده هاشو چه جوری میده؟

این دو پست برداشتی است از کتاب " حدائق الحقائق" 

تقدیم به همه ی خدا دوستان


میگن تو بنی اسرائیل یه مرد گوساله پرست بود. یه روز که می خواست به گوساله سجده کنه هوا ابری شد و رعد و برق اومد. گوساله از صدای رعد ترسید و پا به فرار گذاشت! 
مرد گوساله پرست فهمید چه کار اشتباه و زشتی انجام می داده، رو به آسمون کرد و گفت:

" ای خدای ابر! من تو رو می پرستم! از کارای ناپسندیده م شرمنده م و به درگاه تو رو کردم. ایمان منو قبول کن و گناهانمو بیامرز و منو از دوستان خودت قرار بده و بعد از این نذار گناه کنم!"

به موسی وحی رسید که ای موسی! به این بیچاره بگو ان چه گفتی، شنیدم! بلی خداوند تو و خداوند همه چیز منم. گفتی توبه مو قبول کن و منو بیامرز و جزو دوستانت قرار بده، اینها رو قبول کردم اما این که گفتی منو از گناه نگه دار، قبول نمی کنم چونکه من خزائن رحمت بسیار دارم و اگه این خواسته تو قبول کنم، از این همه خزائن رحمت محروم می مونی و دوست اونه که دوستش رو از نعمتها محروم نکنه.

موسی پیغام  رو رسوند. اون مرد از شدت شادی ندونست به چه زبونی از خدا تشکر کنه؟ گفت:
...

ادامه دارد!



نوشته شده در : دوشنبه 30 تیر 1393  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: تفسیر ادبی عرفانی حدائق الحقائق ، دوستان ، وحی ، موسی ،
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو