عشق اگر چه حرف ربط نیست ربط می دهد مرا به تو

غریبه این ورا...

نویسنده :آدینه
تاریخ:جمعه 31 مرداد 1393-03:24 ب.ظ




ما این دور و برا دنبال اصل و نسبمون نمی گردیم 
آخه خودمون می دونیم فایده نداره!

دلیلشم اینه که:

زود از خنده ریسه میریم

زود غصه مون میشه

زود عاشق میشیم

زود دلمون از دست میره

زود بغض می کنیم

زود اشکمون در میاد

زود دلمون می سوزه

زود دلمون می شکنه

زود دلمون تنگ میشه

زود دلمون هوایی میشه

اما

زود دلمون
به دست نمیاد

زود دلمون
وا نمیشه

زود دلمون
گرم نمیشه

زود دلمون
آروم نمیشه

اصن  دلمون
غریبه این ورا...

__________________________



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هر چی می خواهد دل تنگت...

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 18 مرداد 1393-03:40 ب.ظ




نمی دونم چرا یه مدته هر چی دلم خواسته آرزو کنه، انقد محلش نکردم که الان دیگه اگه حتی خودمم بخوام، نمی تونم آرزوای قشنگ کنم.

امروز گفدم  خودم با خودم قرار بذارم یه روزَ معلوم کنم به اسم روزِ " هر چی می خواهد دل تنگت، بخواه"!

ببینم اوضاع احوال دلم چه جوریه؟!

__________________

پ.ن: آخه صبرم نمی رسه  تا باز "شب آرزوها" برسه! می ترسم خیلی دیر بشه...



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دل است دیگر(تفألی به حافظ)

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 18 مرداد 1393-09:57 ق.ظ



دل است دیگر

یکهو می گوید برایم فال حاقظ بگیر، همین الان!

"شاهدان دوست" را بخوانید




نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

می فرستم برایت

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 5 مرداد 1393-03:52 ق.ظ


فضیلت دعا و نیایش


خدایا دلم را

     که هرشب نفس می کشد در هوایت

             اگرچه شکسته

                   شبی می فرستم

                                             برایت...

                                                                                                                                                              http://bihayahou.mihanblog.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بچه گنجشک دو ساله شد...

نویسنده :آدینه
تاریخ:جمعه 26 اردیبهشت 1393-12:16 ق.ظ


نگاهت دلم را هوایی کرد  

بی قراری چشمانت داد می زد چیزی هست که اصرار داری پنهان بماند

اما

نمی شود

تو هم دل کوچکی داری 

مثل من

کافی است برای چند لحظه 

فقط چند لحظه 

نگاهت کنم

دستت به سمت سینه ات می رود

و...

رازت به تقلا می افتد

 به صدا در می آید

بال بال می زند

 آن بچه گنجشکی که 

نزدیک قلبت

 پنهانش کرده ای

و چشمانت

در عین شیطنتی کودکانه

بی قرارند:

خدای من!

 اگربچه ها بفهمند

گنجشککم

...

و من هم

مثل تو

اینجا

بچه گنجشکی توی دلم بیتابی میکند!

اگر دستم رو شود

اگر...

_____________




نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تو همین شلوغی ها...

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 27 بهمن 1392-08:00 ق.ظ


توهمین شلوغیای هیشکی به هیشکی 

اگه یه روز

یه لحظه

بی گمون

دست من 

از دست همه 

رهاشد

اون روز

اون لحظه ی اوج تنهایی

وقتی بیاد

با هیشکی 

شوخی نداره

اون روز

اون لحظه که از همه 

بی مقدمه 

جدا شدم

دیدم دلم به یه جایی بنده

دیدم گیج و سردرگم و حیرون

نیستم

یه چیزایی

یه کسانی

بودند

که دلم بهشون قرص باشه

که اصلا حتی یه فکر ناامیدکننده 

به ذهنم خطور نکنه

که حتی یه نگاه تلخ به دنیا نکنم

که دلم آروم باشه


اون روز

اون لحظه

دیدم یه چیزایی

یه کسانی هستند

که بگم:

می دونم هوامو دارین

میدونم بهتون وصلم

می دونم پوچ و بی عشق

نیستم

عشق

وقتی به دل بشینه

به پاهای زخمی مرهمه

عشق اگه مهمون دل بشه

...

*****

چهار مضراب دشتی

بشنوید: 



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جا نداریم

نویسنده :آدینه
تاریخ:پنجشنبه 12 دی 1392-09:57 ب.ظ


حلول ماه ربیع بر شما دوستان عزیز

مبارک باد!



 دلم را سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

 و هر روز

 برای دلم مشتری آمد و رفت  

 و هی این و آن

 سرسری آمد و رفت 

ولی هیچکس واقعاً

اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود

کسی قفل قلب مرا وا نکرد

یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است؟

یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است؟

یکی گفت چرا نور اینجا کم است؟

و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش

!فقط از غم و غصه و ماتم است 

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

:و من تازه آن وقت گفتم 

خدایا تو قلب مرا می خری؟

و فردای آن روز

خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه بست


:و من روی آن در نوشتم  

ببخشید، دیگر 


برای شما جا نداریم


***** 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یا رفیق...

نویسنده :آدینه
تاریخ:جمعه 8 آذر 1392-10:09 ب.ظ





دیالوگ ماندگار فیلم یک تکه نان:

پیرمرد(رضا کیانیان):دلت گرفته ؟

سرباز(هومن سیدی): آره

پیرمرد(رضا کیانیان):دل همه میگیره,دل داشته باشی میگیره دیگه, اصــلــا دلــی کـه 

نــگـیـره کــه دل نـیـسـت..

یا رفیق من لا رفیق له.

میخوای یه راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه ؟

مثل من چشمات و ببند …د ببند دیگه…چی میبنی ؟

سرباز: هیچ کس

پیرمرد:هیچ کس قشنگه دیگه … هیچ کس همه کسه ، همه کس هیچ کسه!

***
پ.ن: برگرفته از وب سایت دوست عزیزم پرنیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یادگاری

نویسنده :آدینه
تاریخ:پنجشنبه 27 مهر 1391-05:34 ب.ظ

  اگه هر کی بگه، میگم شاید اون یه جور دیگه ست! مث من نیست...حسی که من دارم، برام خیلی عزیزه و الانم اینا رو که مینویسم، به پای گلایه نذارین...

اگه هر چی بگم، نمیگم دروغه ولی از ته دلم نیست...حرف میزنما! شوخی خنده م راه میندازم، ولی حرف آخرم یه چیز دیگه ست! 

بگم دلم گرفته، بگم صبح اول روز پا شدم رفتم یه سی دی مرثیه خوانی بوشهری پیدا کرده م و نشستم به گوش کردن، براتون قابل درکه؟...

هر چی گفتم و به هر دری زدم، دیدم دلم آروم نمیشه ...اما این مرثیه های قدیمی منو برد تو عالم دیگه ای...

اون وقتا که قدم قد نمیداد ببینم کی می خونه و هیأتیا کی هستند و از کجا اومده ن و فقط اونو میدیدم که چادرش تو صورتش بود و ...وقتی روضه تموم میشد، میدیدم صورتش انقد سرخ و برافروخته ست که انگار یه حموم طولانی و داغ کرده!

بعدهام از وقتی یه چیزایی تو زندگیم فهمیدم، یه همچین حس و حالتی رو که من الان دارم، تو حرکات و سکناتش میدیدم:

اونم همین جوری بود! همچین روزایی...حال و هوای دلش عوض میشد...بیقرار بود...بی اختیار میرفت استقبال محرم...

یادگاریه...دوسش دارم، 

...



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تنهایی

نویسنده :آدینه
تاریخ:جمعه 24 شهریور 1391-08:25 ق.ظ

دل من!

بیقرار و دردمند

کو به کو

رفتم

بر هر دری کوفتم

دردمندانه و بی قرار

از هر که نشانی از درد

بر چهره داشت

نشان پرسیدم

و سرانچام

دردمندتر از همیشه

بی قرار تر از هر صبح و شام

بی پناه تر از بی پناهی آغاز دردمندی

بیصدا

بی رمق

سوخته

و همچنان سوزان و شعله ور

تو را بر کف گرفتم

و اینک در جاده ای بی پایان

رو به سمت ابدیت

ایستاده ام

از راهی که آمده ام

نپرس

از دردهایی که روی درد

انباشتم و لب نگشودم

هرگز

هیچ کجا

حکایتی نخواهی شنید

من 

این دردها را

در هزار توی پنهان ترین و بی صداترین لحظه ها

به دست دوست سپرده ام

پیچیده در حریری از عشق

سرشار از عطر هزار باغ اقاقی بکر

آرام

بی صدا

پنهان

...

و تو ای دل!

دل دردمند بی قرار!

دل سوخته ی همیشه در آتش!

با من بمان!

تا دورترین چاده های نفس گیر غربت

تا تلخ ترین لحظه های بی امان درد

تا زهرترین جفای زمانه در کام

با من بمان

...



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2