امروز:

اگه برم تو خیابون

» نوع مطلب :


خیلی وقت نبود اومده بودیم این محله.

گاهی تو کوچه می دیدمش که با مادر بزرگش میرن مغازه چیزی بخرند. 

تقریبا چهار ساله ست

یه جور سوزناکی گریه می کرد و اشکاش می ریخت که نتونستم بی خیال شم.

از مادربزرگش پرسیدم:

زهرا چشه؟

خودش میون گریه هاش گفت:

مامانم برام دمپایی خوشگل خریده بود که روش گل داشت حالا گلش کنده شده اگه برم تو خیابون ماشین بهم می زنه!

مادر بزرگ با چشماش اشاره می کنه و  زیر لب بهم می گه:

دلش برای مادرش تنگ شده بهونه می گیره...

تازه فهمیدم دو ماهه مادر زهرا از دنیا رفته... 


نوشته شده در : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: دمپایی ، گل ، خیابون ، مادر ،
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic