عشق اگر چه حرف ربط نیست ربط می دهد مرا به تو

برام پیش اومده...

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 27 مرداد 1393-09:05 ب.ظ



من برام پیش اومده تو شرایط سختی از نظر روحی قرار گرفته م خواسته م با یکی از دوستام صحبت کنم نشده.

یکی گفته بچه م مریضه و فکرم بد جوری در گیره

یکی دیگه گوشی ورنداشته

اون یکی رفته بوده مسافرت، نخواسته م تو سفر فکرشو درگیر کنم

اون یکی اصن در دسترس نبوده که بخواد بگه دستم بنده ووو...

من مونده م و همه ی اون حرفا که دلم میخواست بشینم و با یه دوست در میون بذارم.

با خودم گفته م اصن بذار هیشکی نباشه که باهاش حرف بزنم

اصن شاید یه وقتایی لازمه آدم تنها بمونه،

تنها درد بکشه

تنهایی و درموندگی رو با همه ی وجودش لمس کنه و تو تنهایی ناله کنه...

 ناراضی نبوده م،

گفته م شاید خدا داره امتحانم می کنه...



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دنیای مجازی

نویسنده :آدینه
تاریخ:سه شنبه 17 دی 1392-03:03 ب.ظ






دنیای مجازی اسمش روی خودشه: مجازی!

اما همین دنیا برای من دوستانی رو به ارمغان آورد که خیلی ارزشمندند.

تو دعاهام ازشون یاد می کنم

با شادی اونا من هم شاد میشم و با ناراحتی شون، گاهی بغض می کنم و بی صدا اشک می ریزم.



یکی هنوز پست از تنور در نیومده، براش کامنت نوشته و دستت رو که از کیبورد برمی داری، آنی می بینی کامنت رسید! 

اینجور وقتا یهو آدم وهم برش می داره! به چپ و چار سمت خودش با یه وحشت و تردیدی نگاه می کنه ببینه جنّی پریی چیزی این اطراف نیست؟!

یه وقت همچین با آدم یکی میشن که اگه یه وقت یه پست بذاری و پیداشون نشه، اول میذاری به حساب کار داشتن یا دسترس نبودن اینترنت و این چیزها، اما اگه دیدی یه روز شد دو روز و یه هفته شد دو هفته، ناخودآگاه نگرانشون میشی!

نگران کی؟

خودتم درست نمی دونی!

 نمی شناسیش!

 فقط میتونی بگی:

 همون که می اومد کامنت می نوشت! 

همین!

خودتم خیلی ازش نمی دونی

 ولی  نگرانش میشی! 

آره! اینجا مث یه اقیانوسه، اگه یکی از زاویه ی دیدت بره بیرون، شاید دیگه هیچ وقت خبری ازش نشه...



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آخر پاییز

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 18 آذر 1392-12:34 ب.ظ




سلامتی اون عزیزی که وقتی یکی پست می گذاشت و می گفت این روزها سراغ هر کدوم از دوستان میرم، نمی دونم چرا همه  یه جورایی دلگرفته و غمگینند؟ زود می اومد و می نوشت:

" اینا مال پاییزه، جدی نگیرین، می گذره "

حالا بهش می گم:

من و بقیه ی بچه ها به حرفات ایمان داشتیم و داشتیم می گفتیم بذار پاییز تموم بشه، حالمون حتما خوب میشه!( و پشت بندش می گفتیم فلانی گفته! حرفش حرفه)



 دیگه پاییز داره به آخر میرسه 

اما عزیز!
 تو خودت انگار این روزها از همه غمگین تری!

یعنی از اول پاییز تا حالا داشتی غم های ما رو جمع می کردی تو دلت؟




نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بچه که بودم

نویسنده :آدینه
تاریخ:جمعه 13 اردیبهشت 1392-08:40 ب.ظ


بچه که بودم

دوستم

دلم را شکست

همه به او گفتند: " کار بدی کردی! "

وقتی بزرگ شدم

دل خیلی ها را شکستم

این بار اما 

کسی چیزی نگفت!


****
ترجمه شعر: مصطفی رحماندوست



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عین خودم

نویسنده :آدینه
تاریخ:جمعه 6 اردیبهشت 1392-02:47 ب.ظ


می گن چرا اسم وبلاگتو گذاشتی " بچه گنجشک " ؟ 

بخاطر این که من تو اردیبهشت وبلاگ زدم

این وقت سال هم

اینجا از در و دیوار و درخت

بچه گنجشک می باره

اینم یه نمونه ش:


صبح رفتم باغچه رو آب بدم دیدمش

الان یه ذره ترسیده

رفته یه گوشه کز کرده

عین خودم

البته من 

وقتی هم یه کسانی رو دوست نداشته باشم و به زور هی بیان جلوی چشام

همین جوری میرم یه گوشه

تو لاک خودم



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چقدر پول داری؟

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 15 بهمن 1391-02:26 ب.ظ

گوشی رو برداشتم و زنگ زدم به دوستام. پرسیدم: چقد پول داری؟  

ازشون خواستم اگه پول دارند و مشکلی نیست، یه مبلغی بهم قرض بدن، خواهشم کردم نپرسند این پولو واسه چی میخوام؟

نصف روزه به چهار تا از دوستام زنگ زدم و این مبالغ پیشنهاد شد که تحویلم بدن:

1-دوست و همکارم: 5000000تومن

2-دوست و همکارم: 4500000تومن

3-دوست و دانش آموز سابقم: 150000تومن

4-دوست و دانش آموز سابقم: 25000تومن

امیدوار کننده بود!



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آرام ترین

نویسنده :آدینه
تاریخ:شنبه 11 آذر 1391-11:04 ق.ظ

 هر که با مرغ هوا دوست شود  


خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پرندگان مهاجر

نویسنده :آدینه
تاریخ:دوشنبه 22 آبان 1391-03:23 ب.ظ

و شما

ای پرندگان مهاجر!

از میان شما کسی هست که بال هایش را

به من عاریت دهد


تا به سوی کسانی پرواز کنم

که دوستشان دارم؟! 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دروغگو

نویسنده :آدینه
تاریخ:یکشنبه 21 آبان 1391-08:04 ق.ظ

تقدیم به: " پرنیان عزیزم که به عشق من طراوت می بخشد "

یه روز اون اوایل که اینترنت خریده بودیم، از دوستم پرسیدم: یعنی هر جور اطلاعاتی خواسته باشیم، این جا هست؟  

اونم با خونسردی و اطمینان گفت: خب، آره!

دیده ین آدم یه وقت خواب یه کسی رو میبینه که دوسش داره، یهو از خواب میپره، میفهمه خواب دیده و بدجوری دلش میگیره!؟

یه روز من این جوری شده بودم.

تند رفتم سراغ"نت"...گفتم همه چی داره دیگه!

سرچ کردم"ننه عذرا" (مادر)

دیدم نوشت: موردی یافت نشد!

دلم گرفت! نوشتم "بابا مسلم" (پدر) و سرچ کردم.

جواب داد:

موردی یافت نشد!

نت، هیچ! ولی دلم از دست دوستم گرفت. دروغگو!...



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوز دل

نویسنده :آدینه
تاریخ:جمعه 20 مرداد 1391-05:22 ب.ظ

برداشتی آزاد توسط " آدینه "از اشعار یک شاعرعرب
باتشکرازفرزندعزیزم بخاطرتنظیم متن بافونت نستعلیق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2