بس تجربه کردم که درین دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد برافتاد
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : آدینه
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین 1392
نظرات

شاید ربطی نداشته باشد

اما

نمی توانم ساده بگذرم 

و غصه نخورم

که همزمان

جمعی از مردم کشورم

با کمترین وسایل زندگی 

در فضای زلزله زده 

با اندوه و اضطراب

روزگار سپری کنند

و در قلب کشورم

جمعی 

به تماشای رقص های محلی و ... بنشینند

انگار نه انگار...


مرتبط با:
برچسب‌ها: رقص محلی , قلب , زلزله ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : دوشنبه 25 دی 1391
نظرات



آیا لالایی‌های مادر برای کودک دلبندش زیر چادرهای یخ زده در سرمای زیر 10‌درجه دی‌ماه را تصور کرده‌اید؟

شرمندگی پدری که هر شب پسرک نازنینش را که گوشه چادر، کز کرده و زانوهایش را به بغل گرفته و از سوز سرما می‌لرزد، چطور؟


*****
خراسان/ چهل روز پس از زلزله
قدس آنلاین

برچسب‌ها: سرما , زلزله ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1391
نظرات


درهای خانه هایمان بسته است. هر چه هست، خودمانیم.

می سازیم با نداری و از خدا هرگز گله ای نداریم.

با سیلی صورتمان را سرخ می کنیم، اما زلزله که می آید

مدارا نمی کند!

درهای خانه یمان را در هم خرد میکند!

پنجره ها را ناگهان باز میکند! 

دل و اندرون یخچالمان را هم که خالی بود و کسی نمیدانست، برملا میکند!

زلزله که می آید

در و دیوار و سقف و پنجره و پرده را بی خبر، کنار میزند!

تمام زندگی ما را همه میبینند

 آه، زلزله ! 

ما آبرومندیم...



مرتبط با:
برچسب‌ها: زلزله , آبرو ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391
نظرات

زمان زلزله ی رودبار که در تهران هم احساس شد، توی خوابگاه دانشجویی بودیم. در خواب، زلزله را احساس کردیم و وحشت زده به طرف در اتاق رفتیم و را ه پله ها. هم اتاقی من صورتش از ترس یه جوری شده بود! انگار پیر و چروکیده شده باشه. یه لحظه حواسم رفت بهش که دیدم داره میره طرف تراس(هنوز برای تراس های ما، نرده نزده بودند). گفتم: کجا میری؟ گفت: میرم پایین دیگه! 

من هم اتاقی مو برش گردوندم و با هم رفتیم تو محوطه ی خوابگاه پیش بقیه ی بچه ها ولی یکی دیگه از بچه ها همین جوری گیج شده بود و از اون وری رفته بود، از تراس افتاده بود پایین و پاش شکسته بود!

همون موقع ها رفتیم خونه ی یکی از آشناها که یه پسر پنج ساله داشتند به اسم عبدالله. حرف زلزله که شد، هر کسی یه چیزی گفت، عبدالله که داشت گوش میکرد، یه دفعه با یه هیجانی گفت:

_منم زلزله رو دیدم! 

بعدم صداشو یه جوری تغییر داد که یعنی داره یه چیز خیلی ترسناک تعریف میکنه:

_آره! زلزله دیشب اومده بود این جا! پشت همین پنجره! انقد وحشتناک بود که خدا میدونه! چشاش یه جوری بود! خیلی گنده بود! میگفت داغونتون میکنم!

باباش که بدجوری خنده ش گرفته بود، پرسید:

_کجا بود؟ پس چطور من ندیمش؟

عبدالله با اطمینان تمام گفت:

_ شما نگاتون به اون طرف بود...


مرتبط با:
برچسب‌ها: پنجره , زلزله ,
نویسنده : آدینه
تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1391
نظرات

 پناهگاه های ماسه ای، ایده دانشجویان معماری اعزامی به مناطق زلزله زده + روش کمک به این حرکت .


این روش توسط سازمان ملل برای احداث پناهگاه های اورژانسی مورد تقدیر قرار گرفته است ...
جمعی از دانشجویان معماری که طبق برنامه قبلی قصد اجرای کارگاه ساخت خانه‌های گنبدی با کیسه‌های ماسه ای را داشتند، به دلیل وقوع زلزله کارگاه خود را در ابعادی وسیع تر به مقصد مناطق زلزله زده آذری تغییر دادند. این گروه قصد دارند در سه سفر سه سرویس حمام-دستشویی و سه اتاق امن برای دوره گذر از بحران احداث کنند.


این ساختمان‌های مقاوم که اولین بار توسط مرحوم نادرخلیلی، معمار و نویسنده شهیر ایرانی و استاد مدرسه معماری کالیفرنیای جنوبی معرفی شد. این روش توسط سازمان ملل برای احداث پناهگاه های اورژانسی مورد تقدیر قرار گرفته است و به عنوان روشی برای ساخت اقامتگاه در ماه و مریخ به ناسا ارائه شده است. هر چند که این روش مورد تقدیر دپارتمان توسعه مسکن و شهرسازی آمریکا قرار گرفته بود، هنگامی که پس از زلزله بم خلیلی بار دیگر به ایران آمده بود و روش سریع و ارزان خود را برای اسکان زلزله زدگان معرفی کرد طرح وی مورد تایید مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن دولت وقت قرار نگرفت. طرح‌های او برای یک خانواده هفت نفری، قابلیت ساخته شدن در ظرف مدت یک هفته را داشتند.
در همین رابطه اولین گروه پیشتاز دانشجویان معماری پس از عید فطر در منطقه حاضر خواهند شد.