امروز:

نان، سنگ، لونه مرغ!

» نوع مطلب :


دیشب دو سری نون(سنگک و لواش) تو خونه داشتیم اما تا ظرف نون رو باز کردم حالم بد شد: از این بوهای زهم که توی لونه مرغا میاد!اونجوری بود!

با اجازه تون این چنتا نونو گذاشتیم بیرون و رفتیم یه بسته نون باگت خریدیم: اولش که زیر دندون قشنگ صدا می داد: صدای سنگ له شده! آخرشم که جویده و نجویده قورتش می دادی، یه تلخی ته حلق آدم می موند!

من جیک نزدم وگذاشتم به پای اینکه یه چیزیم هست که از نون خوردن لذت نمی برم اماسفره رو که جمع کردیم، همسر گرامی گفت:

_صبح، نون می خوای؟

گفتم:

_آخه تازه نون گرفتیم!

نگاه معنی داری به نون باگتا کرد و گفت:

_اینا رو می گی که هم سنگ توش بود هم آخرش به تلخی می زد؟! امشبم بچه به زور این نونو خورد! ندیدی دو لقمه که خورد، رفت کنار  و گفت سیرم؟!


نوشته شده در : یکشنبه 29 اردیبهشت 1392  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: نان ، سنگ ، لونه مرغ ،

برای همسایه...

» نوع مطلب :

مدیونم اگه بخوام کسی رو ناراحت کنم. فقط بگم نمیتونم بی خیال بشم:

میری نونوایی، پچ پچ خانم های همسایه یه چیز عادیه، ولی این روزها من یکی کم آورده م.

خانم همسایه اومده، بغض کرده، شوهرش هفته ای سه بار دیالیز میشه، اونم با این وضعیت بیمارستان ها و هزینه های کمرشکن... یه دونه نون میخواد. میگه تا نیم ساعت دیگه باید آژانس بگیرم شوهرمو برسونم بیمارستان، نوبت دیالیز داره.

دو بار دستشو میاره که یعنی آقای نونوا! پولمو بگیر، یه دونه نون میخوام.

بار سوم، نونوا چنان تشری سرش میزنه که: 

_بسه دیگه خانوم! چقدر این دستاتو هی میاری جلو، آقا آقا میکنی؟!  

خانم همسایه، انگار منتظر بود یکی سرش داد بزنه! حالا راحت اشکاشو رها میکنه که جاری بشن...


نوشته شده در : پنجشنبه 23 آذر 1391  توسط : آدینه .    نظرات() .

برچسب ها: همسایه ، نان ، اشک ،
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic